| شکل سوم شخص مفرد | caramelizes |
| صفت یا فعل حال استمراری | caramelizing |
| زمان گذشته | caramelized |
| قسمت سوم فعل | caramelized |
caramelize onions
کاراملی کردن پیاز
caramelize sugar
کاراملی کردن شکر
caramelize fruit
کاراملی کردن میوه
caramelize vegetables
کاراملی کردن سبزیجات
caramelize nuts
کاراملی کردن آجیل
caramelize meat
کاراملی کردن گوشت
caramelize sauce
کاراملی کردن سس
caramelize butter
کاراملی کردن کره
caramelize glaze
کاراملی کردن پوشش
caramelize topping
کاراملی کردن رویه
to caramelize the onions, cook them slowly over low heat.
برای کاراملی کردن پیازها، آنها را به آرامی روی حرارت کم بپزید.
you can caramelize sugar to create a rich flavor for desserts.
میتوانید شکر را کاراملی کنید تا طعم غنی برای دسرها ایجاد کنید.
caramelizing vegetables enhances their natural sweetness.
کاراملی کردن سبزیجات طعم طبیعی آنها را افزایش میدهد.
it's important to watch the sugar carefully while you caramelize it.
هنگام کاراملی کردن شکر، توجه داشته باشید که آن را با دقت زیر نظر داشته باشید.
many recipes call for you to caramelize the fruit before serving.
دستور العمل های زیادی از شما می خواهند قبل از سرو کردن میوه ها را کاراملی کنید.
to caramelize a sauce, simmer it until it thickens and darkens.
برای کاراملی کردن یک سس، آن را تا زمانی که غلیظ و تیره شود بجوشانید.
caramelized nuts make a delicious topping for salads.
بادام کاراملی یک پوشش خوشمزه برای سالادها است.
she loves to caramelize garlic for a unique flavor in her dishes.
او عاشق کاراملی کردن سیر برای طعم منحصر به فرد در غذاهایش است.
to caramelize properly, you need a good quality pan.
برای کاراملی کردن به درستی، به یک تابه با کیفیت خوب نیاز دارید.
caramelized pears are a great addition to cheese platters.
هویج کاراملی یک افزودنی عالی به بشقاب پنیر است.
caramelize onions
کاراملی کردن پیاز
caramelize sugar
کاراملی کردن شکر
caramelize fruit
کاراملی کردن میوه
caramelize vegetables
کاراملی کردن سبزیجات
caramelize nuts
کاراملی کردن آجیل
caramelize meat
کاراملی کردن گوشت
caramelize sauce
کاراملی کردن سس
caramelize butter
کاراملی کردن کره
caramelize glaze
کاراملی کردن پوشش
caramelize topping
کاراملی کردن رویه
to caramelize the onions, cook them slowly over low heat.
برای کاراملی کردن پیازها، آنها را به آرامی روی حرارت کم بپزید.
you can caramelize sugar to create a rich flavor for desserts.
میتوانید شکر را کاراملی کنید تا طعم غنی برای دسرها ایجاد کنید.
caramelizing vegetables enhances their natural sweetness.
کاراملی کردن سبزیجات طعم طبیعی آنها را افزایش میدهد.
it's important to watch the sugar carefully while you caramelize it.
هنگام کاراملی کردن شکر، توجه داشته باشید که آن را با دقت زیر نظر داشته باشید.
many recipes call for you to caramelize the fruit before serving.
دستور العمل های زیادی از شما می خواهند قبل از سرو کردن میوه ها را کاراملی کنید.
to caramelize a sauce, simmer it until it thickens and darkens.
برای کاراملی کردن یک سس، آن را تا زمانی که غلیظ و تیره شود بجوشانید.
caramelized nuts make a delicious topping for salads.
بادام کاراملی یک پوشش خوشمزه برای سالادها است.
she loves to caramelize garlic for a unique flavor in her dishes.
او عاشق کاراملی کردن سیر برای طعم منحصر به فرد در غذاهایش است.
to caramelize properly, you need a good quality pan.
برای کاراملی کردن به درستی، به یک تابه با کیفیت خوب نیاز دارید.
caramelized pears are a great addition to cheese platters.
هویج کاراملی یک افزودنی عالی به بشقاب پنیر است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید