chaff

[ایالات متحده]/tʃɑːf/
[بریتانیا]/tʃæf/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پوست های ریز شده دانه یا علف
vt. شوخی کردن یا اظهار نظرهای تمسخرآمیز کردن

جملات نمونه

chaffed her for forgetting the appointment;

به خاطر فراموش کردن قرار ملاقات با او شوخی کرد.

women winnow the chaff from piles of unhusked rice.

زنان کاه را از توده های برنج غیرپوسته جدا می کنند.

buffoonery, facetious, chaffing, badinage, bantering, quizzical, waggish.

خال‌بازی، متملقانه، مسخره کردن، شوخی، شیطنت، کنجکاو، شوخ.

Test results showed that the infrared radiation intensity of chaff coated with high consistence pyrotechnical powder was lower, and that of the chaff coated with thick pyrote...

نتایج آزمایش نشان داد که شدت تابش مادون قرمز کاه پوشش داده شده با پودر آتش نشانی با غلظت بالا کمتر است و کاه پوشش داده شده با پیروت ضخیم...

Soames checked his instinctive "Not particular"--he would not chaffer with this alien.

سوئمز چک کرد که غریزه ای به نام "مشکلی ندارم" دارد - او با این بیگانه چانه زنی نمی کرد.

separate the wheat from the chaff

گندم را از کاه جدا کنید

seeds surrounded by chaff

دانه‌هایی که در کاه قرار دارند

chaff in the wind

کاه در باد

chaff blown away by the wind

کاهی که با باد دور می شود

sift through the chaff

کاه را الک کنید

separating the chaff from the grain

جدا کردن کاه از گندم

chaff as a byproduct of wheat processing

کاه به عنوان یک محصول جانبی فرآوری گندم

chaff used as animal feed

کاه به عنوان خوراک دام

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید