| جمع | charinesses |
chariness towards
احتیاط در مورد
chariness in
احتیاط در
chariness about
احتیاط در مورد
showing chariness
نشان دادن احتیاط
with chariness
با احتیاط
chariness required
احتیاط مورد نیاز
chariness needed
احتیاط مورد نیاز
chariness advised
احتیاط توصیه شده
chariness shown
احتیاط نشان داده شده
chariness exhibited
احتیاط نشان داده شده
his chariness in spending money has helped him save a lot over the years.
احتیاط او در خرج کردن پول به او کمک کرده است که در طول سالها مقدار زیادی پس انداز کند.
she approached the investment with great chariness, carefully analyzing every detail.
او با احتیاط زیاد و با تحلیل دقیق تمام جزئیات، به سرمایهگذاری نزدیک شد.
chariness in sharing personal information can protect your privacy.
احتیاط در به اشتراک گذاشتن اطلاعات شخصی میتواند از حریم خصوصی شما محافظت کند.
the company's chariness about revealing their strategies kept competitors guessing.
احتیاط شرکت در مورد فاش کردن استراتژیهایشان باعث شد که رقبا در تعجب بمانند.
his chariness in trusting others made it difficult for him to form close relationships.
احتیاط او در اعتماد به دیگران باعث شد که برقراری ارتباط نزدیک برایش دشوار باشد.
we need to show chariness when dealing with unfamiliar technologies.
ما باید هنگام برخورد با فناوریهای ناآشنا، احتیاط نشان دهیم.
her chariness regarding health advice led her to consult multiple experts.
احتیاط او در مورد مشاوره بهداشتی باعث شد که او با چندین متخصص مشورت کند.
he approached the negotiation with chariness, ensuring he understood all terms.
او با احتیاط وارد مذاکره شد و اطمینان حاصل کرد که تمام شرایط را درک میکند.
the chariness of the board members regarding new policies sparked a lengthy discussion.
احتیاط اعضای هیئت مدیره در مورد سیاستهای جدید، بحث طولانی را برانگیخت.
in her chariness, she avoided making promises she couldn't keep.
در احتیاط او، از دادن قولهایی که نمیتوانست آنها را عملی کند، خودداری میکرد.
chariness towards
احتیاط در مورد
chariness in
احتیاط در
chariness about
احتیاط در مورد
showing chariness
نشان دادن احتیاط
with chariness
با احتیاط
chariness required
احتیاط مورد نیاز
chariness needed
احتیاط مورد نیاز
chariness advised
احتیاط توصیه شده
chariness shown
احتیاط نشان داده شده
chariness exhibited
احتیاط نشان داده شده
his chariness in spending money has helped him save a lot over the years.
احتیاط او در خرج کردن پول به او کمک کرده است که در طول سالها مقدار زیادی پس انداز کند.
she approached the investment with great chariness, carefully analyzing every detail.
او با احتیاط زیاد و با تحلیل دقیق تمام جزئیات، به سرمایهگذاری نزدیک شد.
chariness in sharing personal information can protect your privacy.
احتیاط در به اشتراک گذاشتن اطلاعات شخصی میتواند از حریم خصوصی شما محافظت کند.
the company's chariness about revealing their strategies kept competitors guessing.
احتیاط شرکت در مورد فاش کردن استراتژیهایشان باعث شد که رقبا در تعجب بمانند.
his chariness in trusting others made it difficult for him to form close relationships.
احتیاط او در اعتماد به دیگران باعث شد که برقراری ارتباط نزدیک برایش دشوار باشد.
we need to show chariness when dealing with unfamiliar technologies.
ما باید هنگام برخورد با فناوریهای ناآشنا، احتیاط نشان دهیم.
her chariness regarding health advice led her to consult multiple experts.
احتیاط او در مورد مشاوره بهداشتی باعث شد که او با چندین متخصص مشورت کند.
he approached the negotiation with chariness, ensuring he understood all terms.
او با احتیاط وارد مذاکره شد و اطمینان حاصل کرد که تمام شرایط را درک میکند.
the chariness of the board members regarding new policies sparked a lengthy discussion.
احتیاط اعضای هیئت مدیره در مورد سیاستهای جدید، بحث طولانی را برانگیخت.
in her chariness, she avoided making promises she couldn't keep.
در احتیاط او، از دادن قولهایی که نمیتوانست آنها را عملی کند، خودداری میکرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید