chompers

[ایالات متحده]/ˈtʃɒmpə/
[بریتانیا]/ˈtʃɑːmpər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که به شدت جوید

عبارات و ترکیب‌ها

big chomper

چومپر بزرگ

chomper teeth

دندان‌های چومپر

chomper toy

اسباب بازی چومپر

chomper sound

صدای چومپر

chomper action

عملکرد چومپر

chomper game

بازی چومپر

chomper mode

حالت چومپر

chomper mouth

دهان چومپر

chomper style

سبک چومپر

chomper feature

ویژگی چومپر

جملات نمونه

the chomper chewed through the tough material.

چومپر از مواد سخت عبور کرد.

he is known as the chomper of the group.

او به عنوان چومپر گروه شناخته می شود.

the chomper toy is popular among dogs.

اسباب بازی چومپر در بین سگ ها محبوب است.

she bought a chomper for her pet.

او یک چومپر برای حیوان خانگی اش خرید.

the chomper made a loud noise while eating.

چومپر در حین خوردن صدای بلندی ایجاد کرد.

his chomper skills are impressive during the competition.

مهارت های چومپر او در طول مسابقه قابل تحسین است.

the chomper can be used for various tasks.

می توان از چومپر برای انجام کارهای مختلف استفاده کرد.

she watched the chomper work on the project.

او تماشاگر بود که چومپر روی پروژه کار می کند.

the chomper's design is both functional and fun.

طراحی چومپر هم کاربردی و هم سرگرم کننده است.

he upgraded his chomper to a more advanced model.

او چومپر خود را به یک مدل پیشرفته تر ارتقا داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید