gnash

[ایالات متحده]/næʃ/
[بریتانیا]/næʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. دندان‌ها را ساییدن
vi. دندان‌ها را ساییدن
n. ساییدن
Word Forms
زمان گذشتهgnashed
قسمت سوم فعلgnashed
صفت یا فعل حال استمراریgnashing
شکل سوم شخص مفردgnashes
جمعgnashes

عبارات و ترکیب‌ها

gnash teeth

دندان‌کشیدن

gnash in frustration

دندان‌کشیدن از سر ناامیدی

جملات نمونه

no doubt he is gnashing his teeth in rage.

بدون شک او دندان‌هایش را از خشم می‌گزید.

He one gnash one's teeth bought 500 flesh to use chickling.

او یک دندان را می‌گزید و 500 گوشت خرید تا از آن برای استفاده از جوجه‌کنی استفاده کند.

He’ll be gnashing his teeth when he hears that we lost the contract.

وقتی می‌شنود که ما قرارداد را از دست داده‌ایم، دندان‌هایش را می‌گزید.

The dog began to gnash its teeth in frustration.

سگ شروع به گزیدن دندان‌هایش از سر ناامیدی کرد.

She could hear the sound of teeth gnashing in the dark.

او می‌توانست صدای دندان‌های گزیده را در تاریکی بشنود.

The villain gnashed his teeth in anger.

خبیث از خشم دندان‌هایش را می‌گزید.

The old man gnashed his dentures while sleeping.

مرد پیر در حالی که می‌خوابید دندان‌های مصنوعی خود را می‌گزید.

The monster's jaws gnashed together as it roared.

در حالی که غرش می‌کرد، چانه هیولا با هم می‌گزید.

The angry mob began to gnash their teeth at the injustice.

گروه خشمگین شروع به گزیدن دندان‌های خود به دلیل بی‌عدالتی کرد.

The metal gears gnashed loudly as they turned.

چرخ دنده فلزی با صدای بلند در حین چرخیدن می‌گزید.

The knight's armor made a gnashing sound as he walked.

زره شوالیه هنگام راه رفتن صدایی می‌کرد.

The machine gnashed to a halt, causing sparks to fly.

ماشین به ناگهان متوقف شد و باعث پرتاب جرقه شد.

She could feel the tension in the room, teeth gnashing in frustration.

او می‌توانست تنش را در اتاق احساس کند، دندان‌ها از سر ناامیدی می‌گزید.

نمونه‌های واقعی

How the other red hats would gnash their teeth in envy.

چگونه کلاه‌های قرمز دیگر با حسادت دندان‌هایشان را می‌آشفتند.

منبع: The Power of Art - Giovanni Lorenzo Bernini

They squirmed, kicked, flailed their sharp little fists, and gnashed their teeth.

آنها دست و پا می‌زدند، لگد می‌زدند، مشت‌های کوچک تیز خود را به حرکت در می‌آوردند و دندان‌هایشان را می‌آشفتند.

منبع: Harry Potter and the Chamber of Secrets

Ove clamps his jaws so hard that he starts gnashing his teeth.

او چانه خود را آنقدر محکم می‌بندد که شروع به آشفتن دندان‌هایش می‌کند.

منبع: A man named Ove decides to die.

Sir Francis shook his fists, Passepartout was beside himself, and the guide gnashed his teeth with rage.

سر فرانسیس مشت‌های خود را به حرکت درآورد، پاسپار تو از خود راخت شده بود و راهنما با خشم دندان‌هایش را می‌آشفت.

منبع: Around the World in Eighty Days

They provided the Nautilus with an escort, and I could hear their beaks gnashing on the sheet-iron hull.

آنها اسکورت‌هایی را برای نفتیلوس فراهم کردند و می‌توانستم صدای نوک آن‌ها را روی بدنه فولادی بشنوم.

منبع: Twenty Thousand Leagues Under the Sea (Original Version)

" He's a cursed white-blooded pedantic coxcomb, " said Will, with gnashing impetuosity.

«او یک متکبر متعصب و خون‌سرد نفرین‌شده است،» ویل با خشم و غلیان گفت.

منبع: Middlemarch (Part Two)

They haven't got teeth. - It's gnashing something.

آنها دند ندارند. - دارد چیزی را می‌آشفت.

منبع: The Durrells Season 1

This chafed him and he gnashed like a horse that was champing.

این باعث آزردگی او شد و مانند اسبی که مشغول چروک کردن بود، دندان‌هایش را می‌آشفت.

منبع: Pan Pan

And it's me, gnashing my teeth.

و نوبت من است که دندان‌هایم را آشفتم.

منبع: Kylie Diary Season 1

The war god's hair burst into flames, and he gnashed his teeth in anger.

موهای خدای جنگ شعله‌ور شد و او با خشم دندان‌هایش را می‌آشفت.

منبع: Level 7 05.Olympic Champion

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید