circumfuse

[ایالات متحده]/ˌsɜː.kəmˈfjuːz/
[بریتانیا]/ˌsɜr.kəmˈfjuːz/

ترجمه

vt. دور ریختن؛ احاطه کردن یا پر کردن؛ از همه طرف پخش کردن؛ در بر گرفتن
Word Forms
شکل سوم شخص مفردcircumfuses
صفت یا فعل حال استمراریcircumfusing
زمان گذشتهcircumfused
قسمت سوم فعلcircumfused

عبارات و ترکیب‌ها

circumfuse light

نور را در بر گرفتن

circumfuse energy

انرژی را در بر گرفتن

circumfuse air

هوا را در بر گرفتن

circumfuse heat

گرما را در بر گرفتن

circumfuse water

آب را در بر گرفتن

circumfuse sound

صدا را در بر گرفتن

circumfuse space

فضای بیرونی را در بر گرفتن

circumfuse energy fields

میدان‌های انرژی را در بر گرفتن

circumfuse atmosphere

اتمسفر را در بر گرفتن

circumfuse influence

تاثیر را در بر گرفتن

جملات نمونه

the aroma of spices will circumfuse the kitchen.

بوی ادویه‌ها آشپزخانه را در بر خواهد گرفت.

fog began to circumfuse the valley as night fell.

با پایین آمدن شب، مه شروع به فرا گرفتن دره کرد.

light from the lanterns will circumfuse the garden.

نور فانوس‌ها باغ را در بر خواهد گرفت.

the sound of music can circumfuse the entire hall.

صدای موسیقی می‌تواند کل سالن را فرا بگیرد.

her laughter seemed to circumfuse the atmosphere with joy.

خنده او به نظر می‌رسید که با شادی فضای اطراف را در بر گرفته است.

the warmth of the fire will circumfuse the room.

گرما آتش اتاق را در بر خواهد گرفت.

as the sun set, colors began to circumfuse the sky.

همانطور که خورشید غروب می‌کرد، رنگ‌ها شروع به فرا گرفتن آسمان کردند.

her presence can circumfuse the gathering with elegance.

حضور او می‌تواند گردهمایی را با وقار فرا بگیرد.

the scent of flowers will circumfuse the air in spring.

بوی گل‌ها در بهار هوای اطراف را فرا خواهد گرفت.

ideas can circumfuse a team, sparking creativity.

ایده‌ها می‌توانند یک تیم را فرا بگیرند و خلاقیت را شکوفا کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید