circumfused

[ایالات متحده]/ˌsɜː.kəmˈfjuːzd/
[بریتانیا]/ˌsɜr.kəmˈfjuzd/

ترجمه

v. ریختن یا پخش کردن؛ احاطه کردن یا پوشاندن؛ پر کردن یا نفوذ کردن

عبارات و ترکیب‌ها

circumfused light

نور پراکنده

circumfused energy

انرژی پراکنده

circumfused atmosphere

فضای پراکنده

circumfused space

فضای پراکنده

circumfused warmth

گرمای پراکنده

circumfused aura

هاله پراکنده

circumfused sound

صدای پراکنده

circumfused presence

حضور پراکنده

circumfused essence

جوهر پراکنده

circumfused beauty

زیبایی پراکنده

جملات نمونه

the room was circumfused with a warm, golden light.

اتاق با نور طلایی گرم احاطه شده بود.

she felt circumfused by the love of her family.

او احساس می‌کرد که با عشق خانواده‌اش احاطه شده است.

the garden was circumfused with the scent of blooming flowers.

باغ با عطر گل‌های در حال شکوفا شدن احاطه شده بود.

his thoughts were circumfused with doubt and uncertainty.

افکار او با تردید و عدم اطمینان احاطه شده بود.

the atmosphere was circumfused with excitement before the concert.

فضای هوا با هیجان قبل از کنسرت احاطه شده بود.

the city was circumfused with the sounds of celebration.

شهر با صدای جشن‌ها احاطه شده بود.

she was circumfused with a sense of peace during meditation.

او در هنگام مدیتیشن با احساسی از آرامش احاطه شده بود.

the forest was circumfused with a mysterious fog.

جنگل با مه مرموز احاطه شده بود.

his mind was circumfused with memories of the past.

ذهن او با خاطرات گذشته احاطه شده بود.

the experience was circumfused with a sense of nostalgia.

تجربه با احساس نوستالژی احاطه شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید