| جمع | clichs |
the movie relied on too many romantic clichés.
فیلم بیش از حد از کلیشههای عاشقانه استفاده کرد.
it's become a cliché to say that time heals all wounds.
گفتن اینکه زمان تمام زخمها را درمان میکند به یک کلیشه تبدیل شده است.
the plot was filled with tired clichés about the struggling artist.
داستان پر از کلیشههای خستهکننده درباره هنرمند در حال مبارزه بود.
she tried to avoid the clichés of the genre.
او سعی کرد کلیشههای ژانر را اجتناب کند.
his speech was full of empty clichés.
خطبهاش پر از کلیشههای خالی بود.
the advertisement was criticized for perpetuating harmful clichés.
این تبلیغ به دلیل ترویج کلیشههای مضر مورد انتقاد قرار گرفت.
it's a cliché that every cloud has a silver lining.
این یک کلیشه است که هر ابری دارای یک خط فضایی است.
the writer wanted to subvert the usual clichés.
نویسنده میخواست کلیشههای معمول را معکوس کند.
using that opening line is a real cliché.
استفاده از این جمله افتتاحیه واقعاً یک کلیشه است.
the film avoided the expected clichés and surprised the audience.
فیلم از کلیشههای مورد انتظار اجتناب کرد و مخاطبان را شگفتزده کرد.
she dismissed his advice as nothing more than a cliché.
او نصیحتاش را فقط یک کلیشه دانست و نادیده گرفت.
the novel's protagonist fights against the clichés of superhero stories.
شخصیت اصلی رمان علیه کلیشههای داستانهای افسانهای مبارزه میکند.
the movie relied on too many romantic clichés.
فیلم بیش از حد از کلیشههای عاشقانه استفاده کرد.
it's become a cliché to say that time heals all wounds.
گفتن اینکه زمان تمام زخمها را درمان میکند به یک کلیشه تبدیل شده است.
the plot was filled with tired clichés about the struggling artist.
داستان پر از کلیشههای خستهکننده درباره هنرمند در حال مبارزه بود.
she tried to avoid the clichés of the genre.
او سعی کرد کلیشههای ژانر را اجتناب کند.
his speech was full of empty clichés.
خطبهاش پر از کلیشههای خالی بود.
the advertisement was criticized for perpetuating harmful clichés.
این تبلیغ به دلیل ترویج کلیشههای مضر مورد انتقاد قرار گرفت.
it's a cliché that every cloud has a silver lining.
این یک کلیشه است که هر ابری دارای یک خط فضایی است.
the writer wanted to subvert the usual clichés.
نویسنده میخواست کلیشههای معمول را معکوس کند.
using that opening line is a real cliché.
استفاده از این جمله افتتاحیه واقعاً یک کلیشه است.
the film avoided the expected clichés and surprised the audience.
فیلم از کلیشههای مورد انتظار اجتناب کرد و مخاطبان را شگفتزده کرد.
she dismissed his advice as nothing more than a cliché.
او نصیحتاش را فقط یک کلیشه دانست و نادیده گرفت.
the novel's protagonist fights against the clichés of superhero stories.
شخصیت اصلی رمان علیه کلیشههای داستانهای افسانهای مبارزه میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید