clobbering

[ایالات متحده]/ˈklɒbərɪŋ/
[بریتانیا]/ˈklɑːbərɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور مکرر به کسی ضربه زدن یا او را شکست دادن؛ به طور کامل شکست دادن

عبارات و ترکیب‌ها

clobbering time

زمان ضرب و شتم

clobbering blow

ضربه ویرانگر

clobbering match

مسابقه ویرانگر

clobbering defeat

شکست ویرانگر

clobbering impact

اثر ویرانگر

clobbering attack

حمله ویرانگر

clobbering response

پاسخ ویرانگر

clobbering storm

طوفان ویرانگر

clobbering force

نیروی ویرانگر

clobbering odds

شانس ویرانگر

جملات نمونه

the storm was clobbering the coastal towns with heavy rain.

طوفان شهرک‌های ساحلی را با باران شدید درهم می‌کوبید.

he was clobbering his opponents in the boxing ring.

او حریفان خود را در رینگ بوکس شکست می‌داد.

the kids were clobbering each other in a playful fight.

کودکان با یکدیگر در یک دعوای بازیگوش درگیر بودند.

clobbering the competition is their main goal this season.

شکست دادن رقابت هدف اصلی آنها در این فصل است.

the critics were clobbering the movie for its poor storyline.

منتقدان فیلم را به دلیل داستان ضعیف آن مورد انتقاد شدید قرار دادند.

she felt like clobbering the keyboard in frustration.

او احساس می‌کرد که به دلیل ناامیدی می‌خواهد صفحه کلید را خرد کند.

he was clobbering the ball with every swing.

او با هر ضربه توپ را با شدت می‌زد.

the team was clobbering their rivals in the championship.

تیم رقبای خود را در مسابقات قهرمانی شکست داد.

after clobbering the workout, she felt accomplished.

پس از انجام یک تمرین سخت، او احساس موفقیت کرد.

the wind was clobbering the windows during the storm.

باد در طول طوفان پنجره‌ها را با شدت می‌کوبید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید