clobbering time
زمان ضرب و شتم
clobbering blow
ضربه ویرانگر
clobbering match
مسابقه ویرانگر
clobbering defeat
شکست ویرانگر
clobbering impact
اثر ویرانگر
clobbering attack
حمله ویرانگر
clobbering response
پاسخ ویرانگر
clobbering storm
طوفان ویرانگر
clobbering force
نیروی ویرانگر
clobbering odds
شانس ویرانگر
the storm was clobbering the coastal towns with heavy rain.
طوفان شهرکهای ساحلی را با باران شدید درهم میکوبید.
he was clobbering his opponents in the boxing ring.
او حریفان خود را در رینگ بوکس شکست میداد.
the kids were clobbering each other in a playful fight.
کودکان با یکدیگر در یک دعوای بازیگوش درگیر بودند.
clobbering the competition is their main goal this season.
شکست دادن رقابت هدف اصلی آنها در این فصل است.
the critics were clobbering the movie for its poor storyline.
منتقدان فیلم را به دلیل داستان ضعیف آن مورد انتقاد شدید قرار دادند.
she felt like clobbering the keyboard in frustration.
او احساس میکرد که به دلیل ناامیدی میخواهد صفحه کلید را خرد کند.
he was clobbering the ball with every swing.
او با هر ضربه توپ را با شدت میزد.
the team was clobbering their rivals in the championship.
تیم رقبای خود را در مسابقات قهرمانی شکست داد.
after clobbering the workout, she felt accomplished.
پس از انجام یک تمرین سخت، او احساس موفقیت کرد.
the wind was clobbering the windows during the storm.
باد در طول طوفان پنجرهها را با شدت میکوبید.
clobbering time
زمان ضرب و شتم
clobbering blow
ضربه ویرانگر
clobbering match
مسابقه ویرانگر
clobbering defeat
شکست ویرانگر
clobbering impact
اثر ویرانگر
clobbering attack
حمله ویرانگر
clobbering response
پاسخ ویرانگر
clobbering storm
طوفان ویرانگر
clobbering force
نیروی ویرانگر
clobbering odds
شانس ویرانگر
the storm was clobbering the coastal towns with heavy rain.
طوفان شهرکهای ساحلی را با باران شدید درهم میکوبید.
he was clobbering his opponents in the boxing ring.
او حریفان خود را در رینگ بوکس شکست میداد.
the kids were clobbering each other in a playful fight.
کودکان با یکدیگر در یک دعوای بازیگوش درگیر بودند.
clobbering the competition is their main goal this season.
شکست دادن رقابت هدف اصلی آنها در این فصل است.
the critics were clobbering the movie for its poor storyline.
منتقدان فیلم را به دلیل داستان ضعیف آن مورد انتقاد شدید قرار دادند.
she felt like clobbering the keyboard in frustration.
او احساس میکرد که به دلیل ناامیدی میخواهد صفحه کلید را خرد کند.
he was clobbering the ball with every swing.
او با هر ضربه توپ را با شدت میزد.
the team was clobbering their rivals in the championship.
تیم رقبای خود را در مسابقات قهرمانی شکست داد.
after clobbering the workout, she felt accomplished.
پس از انجام یک تمرین سخت، او احساس موفقیت کرد.
the wind was clobbering the windows during the storm.
باد در طول طوفان پنجرهها را با شدت میکوبید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید