clutchess

[ایالات متحده]/ˈklʌtʃɪz/
[بریتانیا]/ˈklʌtʃɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. محکم می‌گیرد؛ به‌طور ناگهانی به دلیل ترس یا درد می‌گیرد

عبارات و ترکیب‌ها

in clutches

در چنگال

clutches of fear

چنگال ترس

clutches of time

چنگال زمان

clutches of fate

چنگال سرنوشت

clutches of despair

چنگال ناامیدی

in its clutches

در چنگال آن

clutches of power

چنگال قدرت

clutches of greed

چنگال طمع

clutches of addiction

چنگال اعتیاد

clutches of love

چنگال عشق

جملات نمونه

she clutches her purse tightly in crowded places.

او کیف خود را به شدت در مکان‌های شلوغ در دست می‌گیرد.

he clutches the steering wheel during the storm.

او در طول طوفان، فرمان را محکم در دست می‌گیرد.

the child clutches her teddy bear for comfort.

کودک برای آرامش، خرس عروسکی خود را محکم در دست می‌گیرد.

as the roller coaster drops, she clutches her friend's arm.

همانطور که قطار کوکی سقوط می‌کند، او بازوی دوست خود را محکم در دست می‌گیرد.

he clutches the trophy, beaming with pride.

او جام را در دست گرفته و با غرور لبخند می‌زند.

during the scary movie, she clutches her blanket.

در طول فیلم ترسناک، او پتویش را محکم در دست می‌گیرد.

the athlete clutches the baton before the race.

ورزشکار چوبک را قبل از مسابقه در دست می‌گیرد.

he clutches his phone, anxious for the call.

او تلفن خود را در دست گرفته و نگران تماس است.

she clutches the letter, her hands shaking.

او نامه را در دست گرفته، دست‌هایش می‌لرزد.

as the music played, he clutches her hand tightly.

همانطور که موسیقی پخش می‌شد، او دست او را محکم در دست می‌گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید