cobrar

[ایالات متحده]/ˈkəʊbɑː/
[بریتانیا]/ˈkoʊbɑːr/

ترجمه

v.جمع آوری کردن;هزینه گرفتن

عبارات و ترکیب‌ها

cobrar check

قدرت گرفتن

cobrar dinero

جان گرفتن

cobrar factura

معنا پیدا کردن

cobrar cuenta

ترسیدن

cobrar vida

شکل گرفتن

cobrar miedo

مهم شدن

cobrar forma

آگاه شدن

cobrar velocidad

سرعت گرفتن

جملات نمونه

the company will charge an additional fee for urgent service.

پروژه با نهایی کردن طرح‌ها شروع به شکل گرفتن کرد.

i need to cash this check at the bank today.

این جنبش در ماه‌های اخیر قدرت قابل توجهی به دست آورده است.

the restaurant charges very reasonable prices for its excellent food.

بازی بازیگر واقعاً شخصیت را در طول نمایش زنده کرد.

you should collect the debt as soon as possible to avoid complications.

بسیاری از جوانان نسبت به مسائل زیست‌محیطی آگاه‌تر می‌شوند.

the gym charges a monthly membership fee of fifty dollars.

این شرکت تصمیم گرفت برای خدمات اضافی هزینه کمی دریافت کند.

the government will collect property taxes next month.

کارگران در پایان ماه حقوق خود را دریافت خواهند کرد.

the employee collected his salary at the end of the week.

به تدریج او به همکاران جدیدش علاقه‌مند شد.

the store now charges for plastic bags to protect the environment.

کارمند جدید به سرعت احترام کل تیم را به دست آورد.

many restaurants automatically charge a ten percent service fee.

این رستوران برای شام ویژه چهل دلار دریافت می‌کند.

the lawyer will charge his fees after winning the case.

این شایعه به سرعت اهمیت یافت و در سراسر شهر پخش شد.

the company charged millions for the construction project.

وقتی راننده گاز داد، موتور شروع به قدرت گرفتن کرد.

the cashier collected payment for all the groceries.

با بزرگ‌تر شدن، کودکان به تدریج از تاریکی می‌ترسند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید