coigne

[ایالات متحده]/kɔɪn/
[بریتانیا]/kwɔɪn/

ترجمه

n. زاویه خارجی؛ میخک؛ سنگ گوشه؛ گوشه
شکل‌های واژه
جمعcoignes

جملات نمونه

from our coigne of vantage on the hill, we could see the entire army approaching.

از موقعیت مطلوب ما روی کوه، می‌توانستیم تمام نیروی نظامی را در حال نزدیک شدن ببینیم.

the general chose a strong coigne at the mountain pass for their defensive position.

ژنرال یک موقعیت قوی در میانه مسیر کوه‌پارم را برای موقعیت دفاعی خود انتخاب کرد.

she maintained her coigne of vantage throughout the negotiation.

او طی مذاکرات موقعیت مطلوب خود را حفظ کرد.

the architect placed the watchtower at a perfect coigne overlooking the valley.

معمار برج نظارت را در یک موقعیت کاملاً مناسب که روی دشت نظاره می‌کرد قرار داد.

they secured the coigne before the enemy forces arrived at dawn.

آنها قبل از آنکه نیروهای دشمن در آغاز روز به آنجا برسند، موقعیت را امن کردند.

the reporter found an excellent coigne from which to photograph the ceremony.

گزارشگر یک موقعیت بسیار خوب برای عکس برداری از مراسم پیدا کرد.

his coigne of vantage gave him insight into the enemy's plans.

موقعیت مطلوب او باعث شد تا اطلاعاتی دربارهٔ برنامه‌های دشمن به دست آورد.

the troops held their coigne despite repeated attacks throughout the night.

نیروها موقعیت خود را در برابر حملات متعدد طول شب حفظ کردند.

from her coigne in the gallery, she observed the meeting undetected.

از موقعیت خود در گالری، او با حضور نامرئی جلسه را مشاهده کرد.

the defender's coigne on the high ground proved decisive in the battle.

موقعیت دفاعی در زمینی بالاتر برای نبرد تصمیم‌گیرنده بود.

they abandoned their coigne when reinforcements failed to arrive.

وقتی کمک‌های اضافی به موقعیت نرسید، آنها موقعیت خود را ترک کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید