collab

[ایالات متحده]/kəˈlæb/
[بریتانیا]/kəˈlæb/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوشتن مشارکتی؛ زیست‌شناسی محیطی

عبارات و ترکیب‌ها

collab with

همکاری با

team collab

همکاری تیمی

collab session

جلسه همکاری

best collab

بهترین همکاری

collab project

پروژه همکاری

global collab

همکاری جهانی

great collab

همکاری عالی

collab mode

حالت همکاری

collab time

زمان همکاری

new collab

همکاری جدید

جملات نمونه

the two popular youtubers announced an exciting collab on a new travel series.

دو یوتیوبر محبوب از یک همکاری هیجان انگیز در یک مجموعه سفر جدید خبر دادند.

we're looking for artists to collab with on our upcoming spring collection.

ما به دنبال هنرمندانی هستیم که در مجموعه بهار آینده ما با آنها همکاری کنیم.

this collab between the streetwear brand and the famous designer was a huge success.

این همکاری بین برند خیابانی و طراح مشهور یک موفقیت بزرگ بود.

the collab effort between the two tech companies aims to revolutionize sustainable energy.

تلاش مشترک بین دو شرکت فناوری با هدف متحول کردن انرژی پایدار است.

i received a collab request from a well-known influencer in the gaming community.

من یک درخواست همکاری از یک اینفلوئنسر شناخته شده در جامعه بازی دریافت کردم.

their latest collab album features guest vocals from several international artists.

آخرین آلبوم مشترک آنها شامل صدای مهمان از چندین هنرمند بین المللی است.

the fashion brand's collab with the luxury label sold out within hours.

همکاری برند مد با برند لوکس در عرض چند ساعت به فروش رسید.

many social media influencers collab with brands to create sponsored content.

بسیاری از اینفلوئنسرهای رسانه های اجتماعی با برندها همکاری می کنند تا محتوای حمایت شده ایجاد کنند.

the record label arranged a surprise collab between the two rival artists.

شرکت ضبط یک همکاری غیرمنتظره بین دو هنرمند رقیب ترتیب داد.

our team is excited to collab on this groundbreaking research project together.

تیم ما از همکاری در این پروژه تحقیقاتی پیشگامانه هیجان زده است.

the collab series between the streaming platform and the animation studio won awards.

سریال مشترک بین پلتفرم پخش ویدیو و استودیو انیمیشن برنده جایزه شد.

after months of discussions, the collab deal was finally completed by both companies.

پس از ماه ها بحث و گفتگو، قرارداد همکاری به طور کامل توسط هر دو شرکت تکمیل شد.

the musicians decided to collab on a charity song to help protect endangered wildlife.

موسیقیدانان تصمیم گرفتند در یک آهنگ خیریه برای کمک به حفاظت از حیات وحش در معرض خطر همکاری کنند.

our sales department will collab with the marketing team to launch the new product.

بخش فروش ما با تیم بازاریابی برای راه اندازی محصول جدید همکاری خواهد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید