commandment

[ایالات متحده]/kə'mɑːndmənt/
[بریتانیا]/kə'mændmənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قانونی یا دستوری که باید اطاعت شود؛ اصول یا باوری که توسط یک دین آموزش داده می‌شود
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

Ten Commandments

ده فرمان

جملات نمونه

Blessed are you Adonai, king of the universewho has sanctified us with your commandments and commanded usto dwell in the sukkah.

خوشا به شما ای خداوند، ای پادشاه جهان که ما را با احکام خود تقدیس کرده و دستور داده‌اید در سکا سکونت کنید.

نمونه‌های واقعی

We have a compelling commandment that tells us we are to love our neighbor.

ما یک فرمان الهام‌بخش داریم که به ما می‌گوید ما باید عاشق همسایگان خود باشیم.

منبع: VOA Standard November 2015 Collection

Blake is referencing the 10 commandments which are 10 biblical rules for ethics and worship.

بلیک به ده فرمان اشاره دارد که ده قانون کتاب مقدس برای اخلاق و عبادت هستند.

منبع: Appreciation of English Poetry

The fifth commandment tells us to honor our parents, no matter how hideous or repellent they may be.

دهمین فرمان به ما می‌گوید که باید به والدین خود احترام بگذاریم، مهم نیست که چقدر زشت یا منزجر کننده باشند.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 3

Wonderful. I'll send the corporate commandments from the Chicago office so you can give them an idea of our best practices.

عالی. من فرمان‌های شرکتی را از دفتر شیکاگو می‌فرستم تا بتوانید به آنها ایده‌ای از بهترین روش‌های ما بدهید.

منبع: Emily in Paris

He was, in other words, an early evangelist for the first commandment of today's economy: Service rules.

او در واقع یک مبلغ اولیه برای اولین فرمان اقتصاد امروز بود: قوانین خدمات.

منبع: 100 Classic English Essays for Recitation

There should have been a special commandment against nagging.

باید یک فرمان ویژه علیه غر زدن وجود می‌داشت.

منبع: Anne of Green Gables (Original Version)

What would it be like to try to update the commandments for our own times?

تلاش برای به‌روزرسانی قوانین برای زمان ما چگونه خواهد بود؟

منبع: Cultural Discussions

Charlton Heston picked up ten commandments in 15 minutes.

چارتون هستون ده فرمان را در 15 دقیقه برداشت.

منبع: Growing Pains Season 1

I think it's an irony thing, that pesky eighth commandment.

فکر می‌کنم یک چیز کنایه‌آمیز است، آن هشتمین فرمان آزاردهنده.

منبع: Cat and Mouse Game Season 1

Make new disciples. Baptize them and teach them to obey my commandments.

شاگردان جدید بسازید. آنها را تعمید کنید و به آنها بیاموزید که به فرمان‌های من اطاعت کنند.

منبع: Beginner's Bible

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید