comprend

[ایالات متحده]//kɒmˈprɛnd//
[بریتانیا]//kəmˈprɛnd//

ترجمه

v. فهمیدن؛ شامل شدن.
شکل‌های واژه
جمعcomprends

جملات نمونه

i cannot comprehend why she would leave her job.

من نمی‌توانم درک کنم که چرا او از کار خودش کنار گذاشته است.

the students find it difficult to comprehend complex mathematical concepts.

دانش‌آموزان در درک مفاهیم ریاضی پیچیده دچار دشواری می‌شوند.

we must comprehend the full scope of this problem before making decisions.

ما باید تمام گستردگی این مشکل را درک کنیم قبل از اتخاذ تصمیم.

it's hard to comprehend how anyone could be so cruel.

درک اینکه چگونه کسی می‌تواند به این قدر خشن باشد دشوار است.

the report helps us comprehend the implications of climate change.

این گزارش به ما کمک می‌کند تا پیامدهای تغییرات اقلیمی را درک کنیم.

she slowly began to comprehend the seriousness of the situation.

او به تدریج شروع کرد تا جدیت این وضعیت را درک کند.

scientists are still trying to comprehend the mysteries of the universe.

دانشمندان هنوز در تلاشند تا رازهای جهان را درک کنند.

i can barely comprehend what you're saying with all this noise.

با تمام این سر و صدایی که وجود دارد، من تقریباً نمی‌توانم بگویم که چه می‌گویی.

the author expects readers to comprehend subtle literary references.

نویسنده از خوانندگان انتظار دارد که به ارجاعات ادبی نهفته توجه کنند.

they failed to comprehend the warning signs.

آنها نتوانستند علائم هشدار را درک کنند.

young children may not fully comprehend abstract ideas.

کودکان کوچک ممکن است به طور کامل مفاهیم مجرد را درک نکنند.

the diagram helps engineers comprehend the machine's inner workings.

این نمودار به مهندسین کمک می‌کند تا نحوه کار داخلی ماشین را درک کنند.

it takes time to comprehend such a vast amount of information.

درک چنین مقدار زیادی اطلاعات زمان زیادی می‌برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید