compressive

[ایالات متحده]/kəmˈprɛsɪv/
[بریتانیا]/kəmˈprɛsɪv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نیروی فشاری داشتن; مربوط به فشرده سازی

عبارات و ترکیب‌ها

compressive strength

مقاومت فشاری

compressive force

نیروی فشاری

compressive stress

تنش فشاری

compressive load

بار فشاری

compressive wave

امواج فشاری

compressive failure

شکست فشاری

compressive modulus

مدول فشاری

compressive behavior

رفتار فشاری

compressive testing

آزمایش فشاری

compressive capacity

ظرفیت فشاری

جملات نمونه

the compressive strength of the material is impressive.

مقاومت فشاری ماده بسیار چشمگیر است.

we need to test the compressive load on the structure.

ما نیاز داریم بار فشاری وارد بر سازه را آزمایش کنیم.

compressive forces can lead to structural failure.

نیروهای فشاری می‌توانند منجر به خرابی سازه شوند.

the compressive behavior of the concrete was analyzed.

رفتار فشاری بتن مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

engineers must consider compressive stresses in their designs.

مهندسان باید تنش‌های فشاری را در طراحی خود در نظر بگیرند.

compressive waves travel faster than tensile waves.

امواج فشاری سریعتر از امواج کششی حرکت می کنند.

the compressive test revealed the material's limits.

آزمایش فشاری محدودیت های ماده را نشان داد.

compressive forces are essential in bridge design.

نیروهای فشاری در طراحی پل ها ضروری هستند.

the compressive nature of the foam provides excellent support.

طبیعت فشاری فوم از پشتیبانی عالی برخوردار است.

understanding compressive properties helps in material selection.

درک خواص فشاری به انتخاب مواد کمک می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید