concavo

[ایالات متحده]/kənˈkeɪvəʊ/
[بریتانیا]/kɑːnˈkeɪvoʊ/

ترجمه

adj. خمیده به داخل؛ خالی؛ مقعر (معکوس convex)

عبارات و ترکیب‌ها

concavo lens

透镜凹面

concavo convex

凹凸

concavo structure

凹面结构

concavo shape

凹面形状

concavo cavity

凹面腔

جملات نمونه

the concavo-convex lens focuses light precisely onto the sensor.

لنز کونکاو-کونوکس نور را به طور دقیق روی حسگر متمرکز می‌کند.

scientists examined the concavo structure of the ancient artifact.

دانشمندان ساختار کونکاو اثر باستانی را مورد بررسی قرار دادند.

the astronomer used a concavo mirror to gather starlight.

ستاره‌شناس از آینه‌ای کونکاو برای جمع‌آوری نور ستاره‌ها استفاده کرد.

the architect designed a building with a concavo facade.

معمار یک ساختمان را با فacades کونکاو طراحی کرد.

the optometrist prescribed concavo lenses for my vision correction.

اپتومتریست عدسی‌های کونکاو را برای اصلاح بینایی من نسخه داد.

the geologist noted the concavo shape of the rock formation.

زمین‌شناس شکل کونکاو توده سنگ را یادداشت کرد.

the physicist explained the properties of a concavo-concave mirror.

فیزیک‌دان خواص آینه‌ای کونکاو-کونکاو را توضیح داد.

the antique mirror has a beautifully crafted concavo surface.

آینه باستانی سطحی کونکاو با دست‌سازی زیبایی دارد.

engineers tested the concavo components of the satellite dish.

مهندس‌ها قطعات کونکاو آنتن ماهواره‌ای را آزمایش کردند.

the medical device uses a concavo probe for imaging.

دستگاه پزشکی از یک پروب کونکاو برای تصویربرداری استفاده می‌کند.

the mathematician calculated the surface area of the concavo solid.

ریاضی‌دان مساحت سطح جسم کونکاو را محاسبه کرد.

the artist created a sculpture with an elegant concavo curve.

هنرمند یک اسکلتور با منحنی کونکاو زیبایی ایجاد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید