conceitednesses

[ایالات متحده]/kənˈsiːtɪdnəsɪz/
[بریتانیا]/kənˈsiːtɪdnəsɪz/

ترجمه

n. کیفیت خودپسندی؛ افتخار بیش از حد به خود

عبارات و ترکیب‌ها

excessive conceitednesses

خودشیفتگی‌های بیش از حد

hidden conceitednesses

خودشیفتگی‌های پنهان

obvious conceitednesses

خودشیفتگی‌های آشکار

personal conceitednesses

خودشیفتگی‌های شخصی

social conceitednesses

خودشیفتگی‌های اجتماعی

intellectual conceitednesses

خودشیفتگی‌های فکری

cultural conceitednesses

خودشیفتگی‌های فرهنگی

emotional conceitednesses

خودشیفتگی‌های عاطفی

artistic conceitednesses

خودشیفتگی‌های هنری

professional conceitednesses

خودشیفتگی‌های حرفه‌ای

جملات نمونه

his conceitednesses often alienate his friends.

خودشیفتگی‌های او اغلب دوستانش را بیگانه می‌کنند.

she is unaware of her conceitednesses in conversations.

او از خودشیفتگی‌های خود در گفتگوها بی‌خبر است.

conceitednesses can lead to a lack of self-awareness.

خودشیفتگی‌ها می‌توانند منجر به فقدان خودآگاهی شوند.

his conceitednesses were evident during the presentation.

خودشیفتگی‌های او در طول ارائه آشکار بود.

people often dislike his conceitednesses.

مردم اغلب از خودشیفتگی‌های او خوش نمی‌دارند.

she tries to hide her conceitednesses from others.

او سعی می‌کند خودشیفتگی‌های خود را از دیگران پنهان کند.

conceitednesses can hinder personal growth.

خودشیفتگی‌ها می‌توانند رشد شخصی را مختل کنند.

he was criticized for his multiple conceitednesses.

او به خاطر خودشیفتگی‌های متعددش مورد انتقاد قرار گرفت.

her conceitednesses made it difficult to collaborate.

خودشیفتگی‌های او همکاری را دشوار می‌کرد.

conceitednesses often mask insecurities.

خودشیفتگی‌ها اغلب احساس ناامنی را پنهان می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید