conditionality

[ایالات متحده]/kənˌdɪʃəˈnælɪti/
[بریتانیا]/kənˌdɪʃəˈnælɪti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حالت مشروط بودن؛ کیفیت مشروط بودن

عبارات و ترکیب‌ها

conditionality clause

تبصره مشروط

conditionality framework

چارچوب مشروط

conditionality policy

سیاست مشروط

conditionality requirements

الزامات مشروط

conditionality principles

اصول مشروط

conditionality agreements

توافقات مشروط

conditionality measures

اقدامات مشروط

conditionality terms

شرایط مشروط

conditionality assessment

ارزیابی مشروط

conditionality criteria

معیارهای مشروط

جملات نمونه

conditionality is often a key factor in negotiations.

شرایط اغلب یک عامل کلیدی در مذاکرات است.

the conditionality of the loan surprised many borrowers.

شرایط وام بسیاری از وام گیرندگان را غافلگیر کرد.

understanding the concept of conditionality can improve decision-making.

درک مفهوم شرطی بودن می تواند تصمیم گیری را بهبود بخشد.

conditionality can lead to better outcomes in project management.

شرایط می تواند منجر به نتایج بهتر در مدیریت پروژه شود.

many policies include conditionality to ensure compliance.

بسیاری از سیاست ها برای اطمینان از رعایت قوانین، شامل شرطی بودن هستند.

conditionality is essential for effective risk management.

شرایط برای مدیریت ریسک موثر ضروری است.

the conditionality of benefits often affects public perception.

شرایط مزایا اغلب بر درک عمومی تأثیر می گذارد.

in economics, conditionality refers to the requirements for aid.

در اقتصاد، شرطی بودن به الزامات کمک اشاره دارد.

conditionality can create barriers to access in various sectors.

شرایط می تواند موانعی برای دسترسی در بخش های مختلف ایجاد کند.

policy conditionality is a common practice in international relations.

شرطی بودن سیاست در روابط بین‌الملل یک عمل رایج است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید