conditon

[ایالات متحده]/kənˈdɪʃən/
[بریتانیا]/kənˈdɪʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شرط (اشتباه نگارشی)؛ رابطه منطقی
v. شرط (اشتباه نگارشی)
شکل‌های واژه
جمعconditons

جملات نمونه

the patient has a serious medical condition that requires immediate treatment.

بیمار یک وضعیت پزشکی جدی دارد که نیاز به درمان فوری دارد.

the living conditions in the city center are quite expensive.

شرایط زندگی در مرکز شهر بسیار گران است.

the weather conditions are expected to improve by tomorrow.

شرایط آب و هوا فردا بهبود خواهد یافت.

you can borrow my car on condition that you return it by evening.

شما می‌توانید ماشین من را قرض بگیرید به شرطی که آن را تا عصر برگردانید.

the antique furniture is still in excellent condition.

مبلمان باستانی هنوز در حالت بسیار خوبی است.

his mental condition has been a concern for the family.

وضعیت روانی او نگرانی خانواده را به همراه داشته است.

the athlete maintained peak physical condition through rigorous training.

ورزشکار با تمرینات سخت به حالت فیزیکی اوج خود دست یافت.

special conditions apply for members of the organization.

شرایط ویژه‌ای برای اعضای سازمان اعمال می‌شود.

the company was criticized for poor working conditions.

شرکت به دلیل شرایط کاری بد مورد انتقاد قرار گرفت.

road conditions are dangerous due to heavy snowfall.

شرایط جاده به دلیل باران برفی خطرناک است.

the contract has certain conditions that must be met.

قرارداد شرایطی دارد که باید تحقق یابد.

under no condition should you open that door.

در هیچ شرایطی نباید آن در را باز کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید