conjugally

[ایالات متحده]/ˈkɒndʒɡəli/
[بریتانیا]/ˈkɑːndʒɡəli/

ترجمه

adv. به روش زناشویی؛ مربوط به یا ویژگی ازدواج یا رابطه بین زن و شوهر.

عبارات و ترکیب‌ها

living conjugally

Persian_translation

جملات نمونه

they lived conjugally for fifty years before celebrating their golden anniversary.

آنها پنجاه سال به صورت زناشویی زندگی کردند قبل از اینکه پنجاهمین سالگرد ازدواج خود را جشن بگیرند.

the couple chose to live conjugally without legal marriage.

زوجد انتخاب کردند که بدون ازدواج قانونی به صورت زناشویی زندگی کنند.

conjugally bound by tradition, they maintained their vows throughout life.

با تعهد به سنت، آنها در طول زندگی به عهد خود پایبند بودند.

they lived conjugally but maintained separate finances and independence.

آنها به صورت زناشویی زندگی کردند اما امور مالی و استقلال جداگانه خود را حفظ کردند.

the pair had been conjugally united since their youth and remained devoted.

آنها از دوران جوانی به صورت زناشویی متحد شده بودند و همچنان فداکار بودند.

conjugally and professionally, they were inseparable partners in all ventures.

به صورت زناشویی و حرفه ای، آنها شرکای غیرقابل جدا شدن در همه تلاش ها بودند.

they built their entire life conjugally through decades of shared experiences.

آنها کل زندگی خود را به صورت زناشویی از طریق دهه‌ها تجربه مشترک ساختند.

the couple conjugally managed their thriving family business together.

زوجد به صورت زناشویی کسب و کار خانوادگی خود را که رونق داشت با هم مدیریت کردند.

after years of separation, they reconciled and resumed their conjugal life.

پس از سال‌ها جدایی، آنها آشتی کردند و زندگی زناشویی خود را از سر گرفتند.

they remained conjugally faithful to each other throughout their long marriage.

آنها در طول ازدواج طولانی خود به یکدیگر به صورت زناشویی وفادار ماندند.

conjugally linked through hardship, they faced every challenge together.

با پیوند زناشویی از طریق سختی، آنها با هم با هر چالشی روبرو شدند.

the partners lived conjugally while pursuing their individual careers successfully.

شرکا در حالی که به طور موفقیت آمیز به دنبال شغل‌های فردی خود بودند، به صورت زناشویی زندگی می‌کردند.

they maintained a conjugally harmonious household for over forty years.

آنها بیش از چهل سال یک زندگی خانوادگی هماهنگ زناشویی را حفظ کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید