connexion

[ایالات متحده]/kə'nekʃən/
[بریتانیا]/kəˈnɛkʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اتصال، لینک
Word Forms

جملات نمونه

establishing a strong connexion with customers

ایجاد یک ارتباط قوی با مشتریان

maintaining a close connexion with colleagues

حفظ ارتباط نزدیک با همکاران

a strong connexion between diet and health

ارتباط قوی بین رژیم غذایی و سلامتی

forming a deep connexion with nature

تشکیل یک ارتباط عمیق با طبیعت

the connexion between exercise and well-being

ارتباط بین ورزش و سلامتی

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید