contraste

[ایالات متحده]/[ˈkɒntrɑːst]/
[بریتانیا]/[ˈkɑːntrɑːst]/

ترجمه

n. وضعیتِ به‌شدید نامتجانس یا متضاد بودن؛ یک تفاوت یا تضاد آشکار.
v. برای نشان دادن تفاوت‌ها مقایسه کردن؛ برای برجسته کردن تفاوت‌ها.
adj. دارای تضاد قوی.

جملات نمونه

the vibrant colors of the sunset contrast sharply with the dark blue ocean.

رنگ‌های زنده غروب خورشید با اقیانوس آبی تیره تضاد شدیدی دارند.

her calm demeanor contrasts with her stressful job as a lawyer.

رفتار آرام او با شغل پر استرسش به عنوان یک وکیل تضاد دارد.

the old, rustic farmhouse contrasts beautifully with the modern city skyline.

خانه روستایی قدیمی با خط افق مدرن شهر به زیبایی تضاد دارد.

his optimistic outlook contrasts with the pessimistic views of his colleagues.

نگرش خوشبینانه او با دیدگاه‌های بدبینانه همکارانش تضاد دارد.

the formal attire contrasts with the casual atmosphere of the beach party.

لباس رسمی با فضای غیررسمی مهمانی ساحلی تضاد دارد.

the rich, creamy sauce contrasts with the spicy, crunchy vegetables.

سس غنی و خامه‌ای با سبزیجات تند و ترد تضاد دارد.

the company's success contrasts with its previous struggles and failures.

موفقیت شرکت با تلاش‌ها و شکست‌های قبلی آن تضاد دارد.

the quiet library contrasts with the bustling activity of the school hallway.

کتابخانه آرام با فعالیت پرجنب‌وجشای راهرو مدرسه تضاد دارد.

the simple melody contrasts with the complex harmonies of the orchestra.

ملودی ساده با هارمونی‌های پیچیده ارکستر تضاد دارد.

the historical accuracy of the film contrasts with the dramatic license taken.

دقت تاریخی فیلم با اجازه دراماتیک گرفته شده تضاد دارد.

the warm, inviting interior contrasts with the cold, harsh exterior of the building.

فضای داخلی گرم و دلپذیر با نمای بیرونی سرد و خشن ساختمان تضاد دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید