| شکل سوم شخص مفرد | cosponsors |
| صفت یا فعل حال استمراری | cosponsoring |
| زمان گذشته | cosponsored |
| قسمت سوم فعل | cosponsored |
cosponsor agreement
توافقنامهی حمایتگر
cosponsor event
رویداد حمایتگر
cosponsor project
پروژه حمایتگر
cosponsor initiative
ابتکار عمل حمایتگر
cosponsor organization
سازمان حمایتگر
cosponsor program
برنامه حمایتگر
cosponsor partnership
همکاری حمایتگر
cosponsor meeting
جلسه حمایتگر
cosponsor funding
تامین مالی حمایتگر
cosponsor support
حمایتگر
the organization decided to cosponsor the community event.
سازمان تصمیم گرفت حامی مالی رویداد محلی باشد.
we are looking for partners to cosponsor our charity fundraiser.
ما به دنبال شرکایی برای حمایت مالی از جمعآوری کمکهای خیریه خود هستیم.
the two companies will cosponsor the conference next month.
دو شرکت ماه آینده کنفرانس را حمایت مالی خواهند کرد.
they agreed to cosponsor the research project together.
آنها با هم برای حمایت مالی از پروژه تحقیقاتی به توافق رسیدند.
many nonprofits cosponsor initiatives to help the environment.
سازمانهای غیرانتفاعی زیادی طرحهایی را برای کمک به محیط زیست حمایت مالی میکنند.
we hope to cosponsor the festival with local businesses.
امیدواریم جشنواره را با کسب و کارهای محلی حمایت مالی کنیم.
the university plans to cosponsor an international seminar.
دانشگاه قصد دارد یک سمینار بینالمللی را حمایت مالی کند.
they will cosponsor a series of workshops on health.
آنها یک سری کارگاه آموزشی در مورد سلامت را حمایت مالی خواهند کرد.
we are excited to cosponsor the art exhibition this year.
ما از حمایت مالی نمایشگاه هنری امسال هیجانزده هستیم.
several organizations have agreed to cosponsor the event.
چندین سازمان برای حمایت مالی از رویداد به توافق رسیدهاند.
cosponsor agreement
توافقنامهی حمایتگر
cosponsor event
رویداد حمایتگر
cosponsor project
پروژه حمایتگر
cosponsor initiative
ابتکار عمل حمایتگر
cosponsor organization
سازمان حمایتگر
cosponsor program
برنامه حمایتگر
cosponsor partnership
همکاری حمایتگر
cosponsor meeting
جلسه حمایتگر
cosponsor funding
تامین مالی حمایتگر
cosponsor support
حمایتگر
the organization decided to cosponsor the community event.
سازمان تصمیم گرفت حامی مالی رویداد محلی باشد.
we are looking for partners to cosponsor our charity fundraiser.
ما به دنبال شرکایی برای حمایت مالی از جمعآوری کمکهای خیریه خود هستیم.
the two companies will cosponsor the conference next month.
دو شرکت ماه آینده کنفرانس را حمایت مالی خواهند کرد.
they agreed to cosponsor the research project together.
آنها با هم برای حمایت مالی از پروژه تحقیقاتی به توافق رسیدند.
many nonprofits cosponsor initiatives to help the environment.
سازمانهای غیرانتفاعی زیادی طرحهایی را برای کمک به محیط زیست حمایت مالی میکنند.
we hope to cosponsor the festival with local businesses.
امیدواریم جشنواره را با کسب و کارهای محلی حمایت مالی کنیم.
the university plans to cosponsor an international seminar.
دانشگاه قصد دارد یک سمینار بینالمللی را حمایت مالی کند.
they will cosponsor a series of workshops on health.
آنها یک سری کارگاه آموزشی در مورد سلامت را حمایت مالی خواهند کرد.
we are excited to cosponsor the art exhibition this year.
ما از حمایت مالی نمایشگاه هنری امسال هیجانزده هستیم.
several organizations have agreed to cosponsor the event.
چندین سازمان برای حمایت مالی از رویداد به توافق رسیدهاند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید