dafter

[ایالات متحده]/dɑːftə/
[بریتانیا]/dæftər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. فرم مقایسه‌ای دیوانه؛ بسیار احمق

عبارات و ترکیب‌ها

dafter than ever

غمزه از همیشه

acting dafter

بازیگوشانه

dafter ideas

ایده های احمقانه تر

dafter than usual

غمزه تر از معمول

dafter choices

انتخاب های احمقانه تر

feeling dafter

احمقانه تر احساس کردن

dafter moments

لحظات احمقانه تر

seemed dafter

غمزه تر به نظر می رسید

getting dafter

غمزه تر شدن

dafter than before

غمزه تر از قبل

جملات نمونه

he thought it was dafter to ignore the problem.

او فکر می‌کرد نادیده گرفتن مشکل احمقانه تر است.

that's the dafter idea i've ever heard!

این احمقانه ترین ایده ای است که تا به حال شنیده ام!

she laughed at the dafter comments he made.

او به نظرات احمقانه ای که او گفت، خندید.

it was dafter to argue than to find a solution.

بحث کردن به جای پیدا کردن راه حل، احمقانه تر بود.

his dafter jokes always lighten the mood.

شوخی های احمقانه او همیشه حال و هوا را بهتر می کنند.

they thought it was dafter to cancel the event.

آنها فکر کردند لغو رویداد احمقانه تر است.

don't be dafter than you need to be!

از آنچه نیاز دارید احمق تر نباشید!

she made a dafter mistake during the presentation.

او در طول ارائه یک اشتباه احمقانه مرتکب شد.

his dafter ideas often lead to unexpected outcomes.

ایده های احمقانه او اغلب منجر به نتایج غیرمنتظره می شود.

it seemed dafter to wait than to take action.

به نظر می رسید صبر کردن به جای اقدام کردن، احمقانه تر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید