dalle

[ایالات متحده]/dæl/
[بریتانیا]/dæl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مصالح تخته زینتی
Word Forms
جمعdalles

عبارات و ترکیب‌ها

dalle della

از دره

dalle mie

از من

dalle stelle

از ستارگان

dalle nuvole

از ابرها

dalle mani

از دست‌ها

dalle origini

از ریشه‌ها

dalle parole

از کلمات

dalle strade

از خیابان‌ها

dalle acque

از آب‌ها

dalle ombre

از سایه‌ها

جملات نمونه

she decided to dalle her old clothes to charity.

او تصمیم گرفت لباس‌های قدیمی‌اش را به خیریه اهدا کند.

they had to dalle the project due to budget constraints.

آنها مجبور شدند پروژه را به دلیل محدودیت‌های بودجه‌ای لغو کنند.

he loves to dalle his time with friends on weekends.

او عاشق گذراندن وقت با دوستانش در آخر هفته‌ها است.

we need to dalle the report before the meeting.

ما باید گزارش را قبل از جلسه ارسال کنیم.

she will dalle her presentation to make it more engaging.

او ارائه خود را جذاب‌تر می‌کند.

it's important to dalle your skills regularly.

به طور مرتب مهارت‌های خود را ارتقا دهید.

they plan to dalle the event next month.

آنها قصد دارند رویداد را ماه آینده برگزار کنند.

he tried to dalle his emotions during the meeting.

او سعی کرد احساسات خود را در طول جلسه کنترل کند.

she wants to dalle her career in a new direction.

او می‌خواهد مسیر شغلی خود را در یک جهت جدید تغییر دهد.

we should dalle our expectations for the project.

ما باید انتظارات خود را برای پروژه تعدیل کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید