the dangermen
خطرکیها
dangermen are
خطرکیها هستند
these dangermen
این خطرکیها
dangermen's actions
اقدامات خطرکیها
dangermen threat
تهدید خطرکیها
dangermen running
خطرکیها در حال دویدن هستند
dangermen hide
خطرکیها پنهان میشوند
dangermen caught
خطرکیها دستگیر شدند
dangermen at
خطرکیها در
the police identified the suspects as dangermen.
پلیس مشکوکات را به عنوان خطرناک شناسایی کرد.
guards watched the known dangermen closely.
گارد ها به دقت خطرناک های شناخته شده را نظارت می کردند.
two dangermen escaped from the prison.
دو نفر از خطرناک ها از زندان فرار کردند.
do not approach these dangermen.
از این خطرناک ها فاصله بگیرید.
the judge sentenced the dangermen to life.
دیوان خطرناک ها را به حکم زندانی مادام العمر محکوم کرد.
residents were warned about local dangermen.
سکونتگاه ها درباره خطرناک های محلی هشدار داده شدند.
the agency tracks international dangermen.
این آژانس خطرناک های بین المللی را ردیابی می کند.
society must be protected from dangermen.
جامعه باید از خطرناک ها محافظت شود.
he is regarded as one of the dangermen.
او به عنوان یکی از خطرناک ها در نظر گرفته می شود.
intelligence reports suggest the dangermen are armed.
گزارش های اطلاعاتی نشان می دهد خطرناک ها سلاح دارند.
the newspaper labeled the gang as dangermen.
روزنامه گروه را به عنوان خطرناک برچسب زد.
prison staff isolated the dangermen from others.
کارکنان زندان خطرناک ها را از دیگران جدا کردند.
the dangermen
خطرکیها
dangermen are
خطرکیها هستند
these dangermen
این خطرکیها
dangermen's actions
اقدامات خطرکیها
dangermen threat
تهدید خطرکیها
dangermen running
خطرکیها در حال دویدن هستند
dangermen hide
خطرکیها پنهان میشوند
dangermen caught
خطرکیها دستگیر شدند
dangermen at
خطرکیها در
the police identified the suspects as dangermen.
پلیس مشکوکات را به عنوان خطرناک شناسایی کرد.
guards watched the known dangermen closely.
گارد ها به دقت خطرناک های شناخته شده را نظارت می کردند.
two dangermen escaped from the prison.
دو نفر از خطرناک ها از زندان فرار کردند.
do not approach these dangermen.
از این خطرناک ها فاصله بگیرید.
the judge sentenced the dangermen to life.
دیوان خطرناک ها را به حکم زندانی مادام العمر محکوم کرد.
residents were warned about local dangermen.
سکونتگاه ها درباره خطرناک های محلی هشدار داده شدند.
the agency tracks international dangermen.
این آژانس خطرناک های بین المللی را ردیابی می کند.
society must be protected from dangermen.
جامعه باید از خطرناک ها محافظت شود.
he is regarded as one of the dangermen.
او به عنوان یکی از خطرناک ها در نظر گرفته می شود.
intelligence reports suggest the dangermen are armed.
گزارش های اطلاعاتی نشان می دهد خطرناک ها سلاح دارند.
the newspaper labeled the gang as dangermen.
روزنامه گروه را به عنوان خطرناک برچسب زد.
prison staff isolated the dangermen from others.
کارکنان زندان خطرناک ها را از دیگران جدا کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید