de-synchronizing

[ایالات متحده]/[ˌdiːˈsɪŋkrənaɪzɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˌdiːˈsɪŋkrəˌnaɪzɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. (گذاره‌ای) باعث شدن به کار گرفته شود در سرعت‌ها یا زمان‌های متفاوت؛ باعث شدن از هم‌زمانی خارج شود؛ از یک سیستم هم‌زمان جدا کردن یا از آن جدا شدن.
adj. هم‌زمان نبودن.

عبارات و ترکیب‌ها

de-synchronizing clocks

همزمان‌سازی خارج کردن ساعت‌ها

de-synchronizing rapidly

همزمان‌سازی خارج کردن به سرعت

de-synchronizing process

فرآیند همزمان‌سازی خارج کردن

de-synchronizing signals

همزمان‌سازی خارج کردن سیگنال‌ها

de-synchronizing network

شبکه همزمان‌سازی خارج کردن

جملات نمونه

the team's performance was de-synchronizing due to poor communication.

عملکرد تیم به دلیل ارتباط ضعیف دچار عدم هم‌زمانی شد.

we need to prevent the internal clocks from de-synchronizing.

باید از عدم هم‌زمانی ساعت‌های داخلی جلوگیری کنیم.

the two dancers were carefully synchronizing, avoiding any de-synchronizing movements.

دو رقصنده با دقت هم‌زمان می‌شدند و از هرگونه حرکتی که باعث عدم هم‌زمانی می‌شود، جلوگیری می‌کردند.

the software update caused the system to briefly de-synchronize.

به‌روزرسانی نرم‌افزار باعث عدم هم‌زمانی موقتی سیستم شد.

the financial markets are currently de-synchronizing across different regions.

بازارهای مالی در حال حاضر در مناطق مختلف به‌طور مکرر عدم هم‌زمانی دارند.

the engine's rhythm started de-synchronizing, indicating a potential problem.

ریتم موتور شروع به عدم هم‌زمانی کرد که نشان‌دهنده یک مشکل محتمل است.

the project timeline began de-synchronizing with the available resources.

زمان‌بندی پروژه شروع به عدم هم‌زمانی با منابع موجود کرد.

the satellite's orbit is slowly de-synchronizing from the earth's rotation.

مدار ماهواره به‌تدریج از چرخش زمین عدم هم‌زمانی پیدا می‌کند.

the company's strategies were de-synchronizing with the changing market trends.

استراتژی‌های شرکت با تغییرات روند بازار به‌طور مکرر عدم هم‌زمانی داشت.

the actors' lip movements were de-synchronizing with the dubbed audio.

حرکات لب بازیگران با صدای دوبله به‌طور مکرر عدم هم‌زمانی داشت.

the data streams were de-synchronizing, leading to errors in the analysis.

دست‌آوردهای داده‌ای به‌طور مکرر عدم هم‌زمانی داشت که منجر به خطا در تحلیل شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید