decadently

[ایالات متحده]/ˈdekədəntli/
[بریتانیا]/ˈdɛkədəntli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv.به صورت فاسد; به شیوه‌اینشان‌دهنده انحطاط از سطح بالای قبلی برتری یا اخلاق

عبارات و ترکیب‌ها

decadently rich

بسیار اشرافی

decadently sweet

بسیار شیرین

decadently creamy

بسیار خامه‌ای

decadently luxurious

بسیار لوکس

decadently indulgent

بسیار خوشگذران

جملات نمونه

she decadently indulged in chocolate truffles.

او به طور فاسدکننده‌ای در ترافل‌های شکلاتی پرداخت.

the hotel was decadently decorated with gold accents.

هتل به طور فاسدکننده‌ای با اکسسوری‌های طلایی تزئین شده بود.

they decadently spent their inheritance on luxury items.

آنها به طور فاسدکننده‌ای میراث خود را روی کالاهای لوکس خرج کردند.

he decadently lounged on silk sheets.

او به طور فاسدکننده‌ای روی ملحفه‌های ابریشمی لم داد.

the dessert was decadently creamy and rich.

دسر به طور فاسدکننده‌ای خامه‌ای و غنی بود.

she decadently ordered multiple courses.

او به طور فاسدکننده‌ای چندین غذا سفارش داد.

the mansion was decadently furnished with antique furniture.

عمارت به طور فاسدکننده‌ای با مبلمان عتیقه اثاث‌کشی شده بود.

they decadently enjoyed the spa treatment.

آنها به طور فاسدکننده‌ای از درمان اسپا لذت بردند.

he decadently drove his vintage sports car.

او به طور فاسدکننده‌ای با ماشین اسپرت کلاسیکش رانندگی کرد.

the party was decadently extravagant.

مهمانی به طور فاسدکننده‌ای تجملاتی بود.

she decadently wrapped herself in velvet.

او به طور فاسدکننده‌ای خود را در مخمل پیچید.

the feast was decadently prepared with rare ingredients.

ولیمه به طور فاسدکننده‌ای با مواد اولیه نادر تهیه شده بود.

they decadently sipped champagne by the pool.

آنها به طور فاسدکننده‌ای کنار استخر شامپاین مزه‌ مزه کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید