she lived hedonistically, seeking pleasure in every moment.
او به طور لذتطلبانه زندگی میکرد و در هر لحظهای به دنبال لذت بود.
they indulged hedonistically in the luxurious spa treatments.
آنها به طور لذتطلبانه در درمانهای مجلل آبگرمشی غرق شدند.
he ate hedonistically, savoring every bite of the gourmet meal.
او به طور لذتطلبانه غذا خورد و از هر لقمه غذای خوشمزه لذت برد.
the couple vacationed hedonistically at the beach resort.
زوج در یک استراحتگاه ساحلی به طور لذتطلبانه تعطیلات گذراندند.
she shopped hedonistically during the holiday sales.
او در طول حراج تعطیلات به طور لذتطلبانه خرید کرد.
they celebrated hedonistically with champagne and caviar.
آنها با شامپاین و خاویار به طور لذتطلبانه جشن گرفتند.
he relaxed hedonistically by the pool with a tropical drink.
او در کنار استخر با یک نوشیدنی استوایی به طور لذتطلبانه استراحت کرد.
the foodies dined hedonistically at the new fusion restaurant.
خوردنیها در رستوران جدید تلفیقی به طور لذتطلبانه غذا خوردند.
she spent hedonistically on designer handbags last month.
او ماه گذشته به طور لذتطلبانه برای کیفهای دستی طراحان هزینه کرد.
they partied hedonistically until sunrise at the rooftop bar.
آنها تا طلوع آفتاب در بار پشت بام به طور لذتطلبانه مهمانی کردند.
he lived hedonistically in his twenties but became more responsible.
او در دهه بیست خود به طور لذتطلبانه زندگی میکرد اما مسئولیتپذیرتر شد.
the aristocrats entertained hedonistically in their summer villa.
اشراف در ویلای تابستانی خود به طور لذتطلبانه سرگرم میشدند.
she lounged hedonistically on the silk-covered daybed.
او به طور لذتطلبانه روی تختخواب روزی که با ابریشم پوشیده شده بود، دراز کشید.
she lived hedonistically, seeking pleasure in every moment.
او به طور لذتطلبانه زندگی میکرد و در هر لحظهای به دنبال لذت بود.
they indulged hedonistically in the luxurious spa treatments.
آنها به طور لذتطلبانه در درمانهای مجلل آبگرمشی غرق شدند.
he ate hedonistically, savoring every bite of the gourmet meal.
او به طور لذتطلبانه غذا خورد و از هر لقمه غذای خوشمزه لذت برد.
the couple vacationed hedonistically at the beach resort.
زوج در یک استراحتگاه ساحلی به طور لذتطلبانه تعطیلات گذراندند.
she shopped hedonistically during the holiday sales.
او در طول حراج تعطیلات به طور لذتطلبانه خرید کرد.
they celebrated hedonistically with champagne and caviar.
آنها با شامپاین و خاویار به طور لذتطلبانه جشن گرفتند.
he relaxed hedonistically by the pool with a tropical drink.
او در کنار استخر با یک نوشیدنی استوایی به طور لذتطلبانه استراحت کرد.
the foodies dined hedonistically at the new fusion restaurant.
خوردنیها در رستوران جدید تلفیقی به طور لذتطلبانه غذا خوردند.
she spent hedonistically on designer handbags last month.
او ماه گذشته به طور لذتطلبانه برای کیفهای دستی طراحان هزینه کرد.
they partied hedonistically until sunrise at the rooftop bar.
آنها تا طلوع آفتاب در بار پشت بام به طور لذتطلبانه مهمانی کردند.
he lived hedonistically in his twenties but became more responsible.
او در دهه بیست خود به طور لذتطلبانه زندگی میکرد اما مسئولیتپذیرتر شد.
the aristocrats entertained hedonistically in their summer villa.
اشراف در ویلای تابستانی خود به طور لذتطلبانه سرگرم میشدند.
she lounged hedonistically on the silk-covered daybed.
او به طور لذتطلبانه روی تختخواب روزی که با ابریشم پوشیده شده بود، دراز کشید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید