| قسمت سوم فعل | decerebrated |
| زمان گذشته | decerebrated |
| شکل سوم شخص مفرد | decerebrates |
| صفت یا فعل حال استمراری | decerebrating |
decerebrate posture
وضعیت دزریبرات
decerebrate rigidity
سفتی دزریبرات
decerebrate response
پاسخ دزریبرات
decerebrate state
حالت دزریبرات
decerebrate reflex
رفلکس دزریبرات
decerebrate animal
حیوان دزریبرات
decerebrate syndrome
سندرم دزریبرات
decerebrate lesion
لِزِشن دزریبرات
decerebrate injury
آسیب دزریبرات
decerebrate effects
اثرات دزریبرات
the patient was decerebrate after the severe head injury.
بیمار پس از آسیب شدید سر، دچار دسربرات شد.
decerebrate posturing can indicate serious brain damage.
قرار گرفتن در حالت دسربرات میتواند نشاندهنده آسیب جدی مغزی باشد.
doctors often look for decerebrate responses during neurological exams.
پزشکان اغلب در طول معاینات عصبی به دنبال پاسخهای دسربرات میگردند.
decerebrate rigidity is a sign of upper brainstem injury.
سفتی دسربرات نشانهای از آسیب به مغز ساقه فوقانی است.
in some cases, patients may exhibit decerebrate behavior.
در برخی موارد، بیماران ممکن است رفتارهای دسربرات از خود نشان دهند.
understanding decerebrate responses is crucial for diagnosis.
درک پاسخهای دسربرات برای تشخیص بسیار مهم است.
emergency responders must recognize decerebrate signs quickly.
پاسخدهندگان اورژانس باید علائم دسربرات را به سرعت تشخیص دهند.
research on decerebrate conditions helps improve treatment methods.
تحقیقات در مورد شرایط دسربرات به بهبود روشهای درمانی کمک میکند.
therapists develop specific strategies for decerebrate patients.
درمانگران استراتژیهای خاصی را برای بیماران دسربرات طراحی میکنند.
decerebrate responses can vary in severity among patients.
پاسخهای دسربرات میتوانند در شدت در بین بیماران متفاوت باشند.
decerebrate posture
وضعیت دزریبرات
decerebrate rigidity
سفتی دزریبرات
decerebrate response
پاسخ دزریبرات
decerebrate state
حالت دزریبرات
decerebrate reflex
رفلکس دزریبرات
decerebrate animal
حیوان دزریبرات
decerebrate syndrome
سندرم دزریبرات
decerebrate lesion
لِزِشن دزریبرات
decerebrate injury
آسیب دزریبرات
decerebrate effects
اثرات دزریبرات
the patient was decerebrate after the severe head injury.
بیمار پس از آسیب شدید سر، دچار دسربرات شد.
decerebrate posturing can indicate serious brain damage.
قرار گرفتن در حالت دسربرات میتواند نشاندهنده آسیب جدی مغزی باشد.
doctors often look for decerebrate responses during neurological exams.
پزشکان اغلب در طول معاینات عصبی به دنبال پاسخهای دسربرات میگردند.
decerebrate rigidity is a sign of upper brainstem injury.
سفتی دسربرات نشانهای از آسیب به مغز ساقه فوقانی است.
in some cases, patients may exhibit decerebrate behavior.
در برخی موارد، بیماران ممکن است رفتارهای دسربرات از خود نشان دهند.
understanding decerebrate responses is crucial for diagnosis.
درک پاسخهای دسربرات برای تشخیص بسیار مهم است.
emergency responders must recognize decerebrate signs quickly.
پاسخدهندگان اورژانس باید علائم دسربرات را به سرعت تشخیص دهند.
research on decerebrate conditions helps improve treatment methods.
تحقیقات در مورد شرایط دسربرات به بهبود روشهای درمانی کمک میکند.
therapists develop specific strategies for decerebrate patients.
درمانگران استراتژیهای خاصی را برای بیماران دسربرات طراحی میکنند.
decerebrate responses can vary in severity among patients.
پاسخهای دسربرات میتوانند در شدت در بین بیماران متفاوت باشند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید