decide quickly
سریع تصمیم بگیر
decided already
در این مورد تصمیم گرفته شده است
deciding factor
عامل تصمیم گیری
decisions made
تصمیمات گرفته شده
decide on it
در مورد آن تصمیم بگیر
decisive action
عملیات تصمیم گیری
decidedly better
به طور قطع بهتر
decide what
چه چیزی را تصمیم بگیر
deciding moment
لحظه تصمیم گیری
decide for
برای
the scientist used a deci-pascal sensor to measure the pressure.
دانشمند از یک سنسور دسی-پاسکال برای اندازه گیری فشار استفاده کرد.
the recipe called for 1.5 deci-liters of milk.
فرمول آشپزی 1.5 دسی-لیتر شیر را می خواست.
he recorded a deci-bel increase in the audio signal.
او افزایش یک دسی-بل در سیگنال صوتی را ثبت کرد.
the patient's heart rate was measured in deci-beats per minute.
میزان ضربان قلب بیمار به صورت دسی-ضربان در دقیقه اندازه گیری شد.
the lab equipment included a deci-meter ruler for precise measurements.
تجهیزات آزمایشگاهی شامل یک خطکش دسی-متری برای اندازه گیری دقیق بود.
the data showed a slight deci-gram decrease in the sample weight.
داده ها نشان داد که وزن نمونه کمی کاهش یافته است، یک دسی-گرم کمتر شده است.
she used a deci-newton force to pull the lever.
او از یک نیروی دسی-نیوتن برای کشیدن میله استفاده کرد.
the experiment involved measuring the deci-watt power output.
این آزمایش شامل اندازه گیری خروجی توان دسی-وات بود.
the technician calibrated the instrument using a deci-volt standard.
فنیک میزان دستگاه را با استفاده از استاندارد دسی-ولت تنظیم کرد.
the study analyzed the effects of a deci-tesla magnetic field.
این مطالعه تأثیرات میدان مغناطیسی دسی-تسل را تحلیل کرد.
the engineer designed a system to handle deci-pascal pressure fluctuations.
مهندس یک سیستم را طراحی کرد تا نوسانات فشار دسی-پاسکال را مدیریت کند.
decide quickly
سریع تصمیم بگیر
decided already
در این مورد تصمیم گرفته شده است
deciding factor
عامل تصمیم گیری
decisions made
تصمیمات گرفته شده
decide on it
در مورد آن تصمیم بگیر
decisive action
عملیات تصمیم گیری
decidedly better
به طور قطع بهتر
decide what
چه چیزی را تصمیم بگیر
deciding moment
لحظه تصمیم گیری
decide for
برای
the scientist used a deci-pascal sensor to measure the pressure.
دانشمند از یک سنسور دسی-پاسکال برای اندازه گیری فشار استفاده کرد.
the recipe called for 1.5 deci-liters of milk.
فرمول آشپزی 1.5 دسی-لیتر شیر را می خواست.
he recorded a deci-bel increase in the audio signal.
او افزایش یک دسی-بل در سیگنال صوتی را ثبت کرد.
the patient's heart rate was measured in deci-beats per minute.
میزان ضربان قلب بیمار به صورت دسی-ضربان در دقیقه اندازه گیری شد.
the lab equipment included a deci-meter ruler for precise measurements.
تجهیزات آزمایشگاهی شامل یک خطکش دسی-متری برای اندازه گیری دقیق بود.
the data showed a slight deci-gram decrease in the sample weight.
داده ها نشان داد که وزن نمونه کمی کاهش یافته است، یک دسی-گرم کمتر شده است.
she used a deci-newton force to pull the lever.
او از یک نیروی دسی-نیوتن برای کشیدن میله استفاده کرد.
the experiment involved measuring the deci-watt power output.
این آزمایش شامل اندازه گیری خروجی توان دسی-وات بود.
the technician calibrated the instrument using a deci-volt standard.
فنیک میزان دستگاه را با استفاده از استاندارد دسی-ولت تنظیم کرد.
the study analyzed the effects of a deci-tesla magnetic field.
این مطالعه تأثیرات میدان مغناطیسی دسی-تسل را تحلیل کرد.
the engineer designed a system to handle deci-pascal pressure fluctuations.
مهندس یک سیستم را طراحی کرد تا نوسانات فشار دسی-پاسکال را مدیریت کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید