decretal

[ایالات متحده]/dɪˈkriːtəl/
[بریتانیا]/dɪˈkriːtəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرمان پاپ یا مجموعه‌ای از چنین فرمان‌ها
adj. مربوط به یک فرمان
Word Forms
جمعdecretals

عبارات و ترکیب‌ها

decretal authority

قدرت تفویضی

decretal decision

تصمیم تفویضی

decretal letter

نامه تفویضی

decretal law

قانون تفویضی

decretal mandate

واجب‌الوفای تفویضی

decretal text

متن تفویضی

decretal order

دستور تفویضی

decretal rule

قاعده تفویضی

decretal principle

اصل تفویضی

decretal provision

ماده تفویضی

جملات نمونه

the decretal was issued by the pope.

تصویب‌نامه توسط پاپ صادر شد.

he studied the decretal to understand its implications.

او برای درک پیامدهای آن، تصویب‌نامه را مطالعه کرد.

the church relied on the decretal for guidance.

کلیسای اعتماد به تصویب‌نامه برای راهنمایی داشت.

her research focused on historical decretals.

تحقیقات او بر روی تصویب‌نامه‌های تاریخی متمرکز بود.

the decretal clarified the church's position on the matter.

تصویب‌نامه موضع کلیسا را در این مورد روشن کرد.

several decretals were referenced in the discussion.

چند تصویب‌نامه در بحث مورد اشاره قرار گرفتند.

understanding the decretal is crucial for legal scholars.

درک تصویب‌نامه برای محققان حقوقی بسیار مهم است.

the impact of the decretal was felt across europe.

اثرات تصویب‌نامه در سراسر اروپا احساس شد.

he wrote a paper analyzing the effects of the decretal.

او مقاله‌ای در مورد تجزیه و تحلیل اثرات تصویب‌نامه نوشت.

the decretal served as a precedent for future cases.

تصویب‌نامه به عنوان یک پیش‌زمینه برای موارد آینده خدمت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید