defogged window
پنجرهای که از بخار آب پاک شده است
defogged screen
صفحهای که از بخار آب پاک شده است
already defogged
قبلاً از بخار آب پاک شده است
quickly defogged
سریعتر از بخار آب پاک شده است
being defogged
در حال پاک شدن از بخار آب است
newly defogged
جدیداً از بخار آب پاک شده است
defogged lenses
دستکشهایی که از بخار آب پاک شدهاند
fully defogged
کاملاً از بخار آب پاک شده است
the windshield defogged quickly, improving visibility.
پرده ایزوله به سرعت از ابریزش پاک شد و دید بهتر شد.
after a long drive, the bathroom mirror defogged with a warm breath.
پس از یک راند بلند، آینه حمام با یک نفس گرم از ابریزش پاک شد.
the defogged windows allowed us to see the beautiful mountain view.
پرده های از ابریزش پاک شده ما را اجازه داد تا نظر به دید زیبای دیدن کوه ها داشته باشیم.
he used a defogging spray on his car's side mirrors.
او از یک اسپری از ابریزش روی آینه های جانبی ماشین خود استفاده کرد.
the defogged lens provided a clear image for the security camera.
لنز از ابریزش پاک شده یک تصویر واضح برای دوربین امنیتی فراهم کرد.
the defogged screen made it easier to navigate using the gps.
صفحه نمایش از ابریزش پاک شده ناوبری با استفاده از گی پی اس را آسانتر کرد.
we installed a defogging system on the bathroom mirror.
ما یک سیستم از ابریزش روی آینه حمام نصب کردیم.
the defogged headlights enhanced nighttime driving safety.
نورهای رانندگی از ابریزش پاک شده امنیت رانندگی در شب را بهبود داد.
the defogged goggles allowed him to see clearly underwater.
عینک های از ابریزش پاک شده او را اجازه داد تا به وضوح در زیر آب ببیند.
a defogged camera lens is essential for capturing clear images in humid conditions.
یک لنز دوربین از ابریزش پاک شده برای ثبت تصاویر واضح در شرایط رطوبتی ضروری است.
the defogged display showed the flight information clearly.
نمایشگر از ابریزش پاک شده اطلاعات پرواز را به وضوح نشان داد.
defogged window
پنجرهای که از بخار آب پاک شده است
defogged screen
صفحهای که از بخار آب پاک شده است
already defogged
قبلاً از بخار آب پاک شده است
quickly defogged
سریعتر از بخار آب پاک شده است
being defogged
در حال پاک شدن از بخار آب است
newly defogged
جدیداً از بخار آب پاک شده است
defogged lenses
دستکشهایی که از بخار آب پاک شدهاند
fully defogged
کاملاً از بخار آب پاک شده است
the windshield defogged quickly, improving visibility.
پرده ایزوله به سرعت از ابریزش پاک شد و دید بهتر شد.
after a long drive, the bathroom mirror defogged with a warm breath.
پس از یک راند بلند، آینه حمام با یک نفس گرم از ابریزش پاک شد.
the defogged windows allowed us to see the beautiful mountain view.
پرده های از ابریزش پاک شده ما را اجازه داد تا نظر به دید زیبای دیدن کوه ها داشته باشیم.
he used a defogging spray on his car's side mirrors.
او از یک اسپری از ابریزش روی آینه های جانبی ماشین خود استفاده کرد.
the defogged lens provided a clear image for the security camera.
لنز از ابریزش پاک شده یک تصویر واضح برای دوربین امنیتی فراهم کرد.
the defogged screen made it easier to navigate using the gps.
صفحه نمایش از ابریزش پاک شده ناوبری با استفاده از گی پی اس را آسانتر کرد.
we installed a defogging system on the bathroom mirror.
ما یک سیستم از ابریزش روی آینه حمام نصب کردیم.
the defogged headlights enhanced nighttime driving safety.
نورهای رانندگی از ابریزش پاک شده امنیت رانندگی در شب را بهبود داد.
the defogged goggles allowed him to see clearly underwater.
عینک های از ابریزش پاک شده او را اجازه داد تا به وضوح در زیر آب ببیند.
a defogged camera lens is essential for capturing clear images in humid conditions.
یک لنز دوربین از ابریزش پاک شده برای ثبت تصاویر واضح در شرایط رطوبتی ضروری است.
the defogged display showed the flight information clearly.
نمایشگر از ابریزش پاک شده اطلاعات پرواز را به وضوح نشان داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید