dernier

[ایالات متحده]/ˈdɛr.nieɪ/
[بریتانیا]/dərˈnjɛr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. آخر، نهایی؛ آخرین (به فرانسوی)

عبارات و ترکیب‌ها

dernier minute

آخرین لحظه

dernier cri

آخرین مد

dernier appel

آخرین تماس

dernier étage

طبقه آخر

dernier recours

آخرین راه حل

dernier mot

آخرین کلمه

dernier voyage

آخرین سفر

dernier film

آخرین فیلم

dernier modèle

آخرین مدل

dernier projet

آخرین پروژه

جملات نمونه

he wore his dernier suit to the wedding.

او لباس آخرین خود را به عروسی پوشید.

this is the dernier model of the smartphone.

این مدل آخر گوشی هوشمند است.

she gave her dernier performance last night.

او آخرین اجرایش را شب گذشته ارائه داد.

we need to discuss the dernier updates on the project.

ما باید آخرین به‌روزرسانی‌های پروژه را مورد بحث قرار دهیم.

his dernier book is a bestseller.

کتاب آخر او یک پرفروش است.

they released their dernier album last week.

آنها هفته گذشته آلبوم آخر خود را منتشر کردند.

have you seen the dernier movie in the series?

آیا فیلم آخر مجموعه را دیده‌اید؟

her dernier project was a huge success.

پروژه آخر او بسیار موفقیت آمیز بود.

the dernier news is quite alarming.

اخبار آخر بسیار نگران کننده است.

he had his dernier chance to impress the judges.

او آخرین فرصت خود را برای تحت تاثیر قرار دادن داوران داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید