dethread

[ایالات متحده]/dɪˈθrɛd/
[بریتانیا]/dɪˈθrɛd/

ترجمه

vt. فیلم را از یک دوربین برداشتن

عبارات و ترکیب‌ها

dethread process

حذف فرآیند

dethread operation

حذف عملیات

dethread function

حذف تابع

dethread task

حذف وظیفه

dethread method

حذف روش

dethread command

حذف دستور

dethread action

حذف اقدام

dethread script

حذف اسکریپت

dethread module

حذف ماژول

dethread request

حذف درخواست

جملات نمونه

it is important to dethread the old carpet before installation.

قبل از نصب، مهم است که فرش قدیمی را از نخ بیرون بیاورید.

she decided to dethread the necklace to clean it properly.

او تصمیم گرفت تا گردنبند را از نخ بیرون بیاورد تا به درستی آن را تمیز کند.

before sewing, make sure to dethread the fabric.

قبل از دوختن، مطمئن شوید که پارچه را از نخ بیرون آورید.

the technician needed to dethread the machine for maintenance.

تکنسین برای تعمیر و نگهداری نیاز به بیرون آوردن ماشین از نخ داشت.

he learned how to dethread the fishing line efficiently.

او یاد گرفت که چگونه نخ ماهیگیری را به طور موثر از نخ بیرون بیاورد.

to repair the sweater, she had to dethread the damaged area.

برای تعمیر ژاکت، او مجبور شد قسمت آسیب دیده را از نخ بیرون بیاورد.

they will dethread the old curtains to recycle the fabric.

آنها پرده های قدیمی را از نخ بیرون می آورند تا پارچه را بازیافت کنند.

it’s easier to dethread the yarn when it’s unwound.

وقتی که نخ باز شده است، بیرون آوردن نخ نخ آسان تر است.

he used a special tool to dethread the old bolts.

او از یک ابزار خاص برای بیرون آوردن پیچ های قدیمی از نخ استفاده کرد.

the artist had to dethread the canvas to fix the frame.

هنرمند مجبور شد بوم را از نخ بیرون بیاورد تا قاب را تعمیر کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید