detotalize

[ایالات متحده]/diːˈtəʊtəlaɪz/
[بریتانیا]/diːˈtoʊtəlaɪz/

ترجمه

v. بازگشت یا شکستن از حالتی کامل یا جامع؛ حذف کیفیت بودن یک کل یا کلیت.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

detotalize the sum

جمع را از مجموعه خارج کن

detotalized the figures

اعداد را از مجموعه خارج کرد

detotalizing specific items

آیتم‌های خاص را از مجموعه خارج کردن

to detotalize expenses

هزینه‌ها را از مجموعه خارج کردن

can detotalize costs

می‌توان هزینه‌ها را از مجموعه خارج کرد

must detotalize revenue

باید درآمدها را از مجموعه خارج کرد

detotalized the budget

بودجه را از مجموعه خارج کرد

detotalizing the account

حساب را از مجموعه خارج کردن

please detotalize charges

لطفاً هزینه‌ها را از مجموعه خارج کن

help detotalize values

کمک کنید مقادیر را از مجموعه خارج کنید

جملات نمونه

philosophers sought to detotalize the rigid theoretical framework that had dominated academic discourse for decades.

فیلسوفان سعی کردند تا چارچوب نظری سختگیرانه ای که برای دهه ها در گفت و گوی دانشگاهی حکم فرما بود، را از مجموعه خارج کنند.

modern economists must detotalize their models to capture the nuanced realities of global markets.

اقتصاددانان مدرن باید مدل های خود را از مجموعه خارج کنند تا واقعیت های پیچیده بازارهای جهانی را به دست آورند.

critics argue that historians need to detotalize the national narrative to include marginalized perspectives.

انتقادات می گویند تاریخ نویسان نیاز دارند تا داستان ملی را از مجموعه خارج کنند تا نگاه های افراد فراموش شده را شامل شوند.

the new curriculum aims to detotalize the traditional approach to teaching mathematics.

کتاب درسی جدید به دنبال از مجموعه خارج کردن رویکرد سنتی تدریس ریاضیات است.

researchers are attempting to detotalize complex data sets to reveal hidden patterns and individual variations.

پژوهشگران سعی می کنند مجموعه داده های پیچیده را از مجموعه خارج کنند تا الگوهای پنهان و تفاوت های فردی را آشکار کنند.

the anthropologist tries to detotalize the monolithic concept of culture in her groundbreaking work.

antroپولوژیست در کار بنیادین خود سعی می کند مفهوم یکپارچه فرهنگ را از مجموعه خارج کند.

urban planners should detotalize their rigid zoning regulations to promote mixed-use development.

برنامه ریزان شهری باید قوانین زون بندی سختگیرانه خود را از مجموعه خارج کنند تا توسعه استفاده چندمنظوره را ترویج دهند.

progressive educators detotalize standardized testing by incorporating portfolio assessments and creative evaluations.

آموزگاران پیشرو با افزودن ارزیابی های پرتفولیو و ارزیابی های خلاقانه، آزمون های استاندارد را از مجموعه خارج می کنند.

environmental scientists want to detotalize aggregated climate data to show significant regional variations.

دانشمندان محیط زیست می خواهند داده های آب و هوا را از مجموعه خارج کنند تا تفاوت های منطقه ای مهم را نشان دهند.

the philosophical movement calls for thinkers to detotalize grand narratives and embrace fragmented perspectives.

حرکت فلسفی به فکرکنندگان فراخوان می دهد تا داستان های بزرگ را از مجموعه خارج کنند و نگاه های شکسته را پذیرفته.

therapists detotalize diagnostic categories to treat each patient as a unique individual with complex needs.

درمانگران دسته بندی های تشخیصی را از مجموعه خارج می کنند تا هر بیمار را به عنوان فردی منحصر به فرد با نیازهای پیچیده در نظر بگیرند.

political theorists attempt to detotalize power structures by analyzing micro-level interactions and local resistances.

نظریه پردازان سیاسی سعی می کنند با تحلیل تعاملات سطح میکرو و مقاومت های محلی، ساختارهای قدرت را از مجموعه خارج کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید