detwisting

[ایالات متحده]/diːˈtwɪstɪŋ/
[بریتانیا]/diːˈtwɪstɪŋ/

ترجمه

v. اقدام یا فرآیند از بین بردن پیچیدگی از چیزی؛ باز کردن یا صاف کردن چیزی که پیچ خورده است.
n. فرآیند یا نتیجه از بین بردن پیچیدگی؛ حالتی که از پیچ خوردگی آزاد شده است.

عبارات و ترکیب‌ها

detwisting process

فرآیند باز کردن پیچ

detwisting machine

ماشین باز کردن پیچ

detwisting technique

تکنیک باز کردن پیچ

detwisting tool

ابزار باز کردن پیچ

detwisting mechanism

مکانیزم باز کردن پیچ

detwisting method

روش باز کردن پیچ

detwisting procedure

روش کار باز کردن پیچ

detwisting device

دستگاه باز کردن پیچ

detwisting equipment

تجهیزات باز کردن پیچ

جملات نمونه

the technician performed detwisting on the tangled cables.

مهندس یک مکانیزم جدید بازکننده برای کابل‌های فیبر نوری توسعه داد که زمان نصب را نصف می‌کند.

automatic detwisting equipment saved hours of manual work.

تکنیک بازکننده مناسب برای تعمیر خطوط تلفن پیچ خورده ضروری است تا از دست رفتن سیگنال جلوگیری شود.

proper detwisting technique prevents damage to the wires.

دستگاه بازکننده به طور خودکار جهت‌گیری کابل را در طول تولید با سرعت بالا تصحیح می‌کند.

the detwisting process requires specialized tools.

سیستم‌های بازکننده خودکار روش آماده‌سازی سیم‌کشی برق برای مونتاژ را متحول کرده‌اند.

we need to complete the detwisting before proceeding with repairs.

تیم تعمیر و نگهداری از یک ابزار بازکننده تخصصی برای باز کردن گره‌های طناب‌های سنگین در کشتی‌ها استفاده می‌کند.

detwisting machines are essential in cable manufacturing.

فناوری پیشرفته بازکننده امکان پردازش یکپارچه کابل‌های فولادی پیچ خورده را فراهم می‌کند.

the detwisting of twisted pairs improves signal quality.

یک روش ساده بازکننده می‌تواند ساعت‌ها نیروی کار دستی را در هنگام سازماندهی سیم‌های رابط صرفه‌جویی کند.

manual detwisting is time-consuming but precise.

دستگاه بازکننده دارای کنترل‌های دقیق است که از آسیب دیدن سیم‌های ظریف جلوگیری می‌کند.

the detwisting operation took several hours.

مهندسان در حال آزمایش روش‌های نوآورانه بازکننده برای استفاده در نصب کابل‌های اعماق دریا هستند.

industrial detwisting reduces workplace injuries.

تجهیزات بازکننده باید به طور منظم کالیبره شوند تا عملکرد بهینه حفظ شود.

careful detwisting preserves the integrity of the cables.

هنگام باز کردن گره سیم‌کشی‌های پیچیده، تکنسین‌ها از پروتکل‌های ایمنی سختگیرانه پیروی می‌کنند.

the detwisting tool worked perfectly on the stubborn knots.

دستگاه جدید بازکننده آسیب‌های ناشی از باز کردن دستی گره را در محل کار کاهش می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید