deviltry

[ایالات متحده]/ˈdɛvəltri/
[بریتانیا]/ˈdɛvəltri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رفتار شیطانی؛ ظلم؛ اعمال شیطانی؛ بدی (معادل با شیطنت)
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

deviltry at play

حقه‌بازی در جریان

deviltry in disguise

حقه‌بازی پنهان

deviltry revealed

افشای حقه‌بازی

deviltry unleashed

آزاد شدن حقه‌بازی

deviltry afoot

حقه‌بازی در شرف وقوع

deviltry runs rampant

حقه‌بازی به طور گسترده در حال رخ دادن است

deviltry in action

حقه‌بازی در عمل

deviltry exposed

بر ملا شدن حقه‌بازی

deviltry unmasked

برداشتن نقاب از حقه‌بازی

جملات نمونه

his deviltry led to a series of unfortunate events.

دس‌بازی او منجر به مجموعه‌ای از وقایع ناگوار شد.

the children were warned against deviltry in the forest.

به کودکان در مورد دس‌بازی در جنگل هشدار داده شد.

she could not believe the deviltry that unfolded at the party.

او نمی‌توانست باور کند چه دس‌بازی‌ای در مهمانی رخ داد.

his reputation for deviltry made him unpopular among the townsfolk.

شهرت او از دس‌بازی باعث شد که در بین مردم محلی محبوب نباشد.

they devised a plan filled with deviltry to prank their friends.

آنها نقشه‌ای پر از دس‌بازی برای شوخی با دوستانشان طراحی کردند.

deviltry often leads to unexpected consequences.

دس‌بازی اغلب منجر به عواقب غیرمنتظره می‌شود.

the film was full of deviltry and mischief.

فیلم پر از دس‌بازی و شیطنت بود.

his deviltry was evident in the way he played tricks on others.

دس‌بازی او در نحوه فریب دادن دیگران آشکار بود.

they laughed at the deviltry of their childhood adventures.

آنها به دس‌بازی ماجراهای دوران کودکی خود خندیدند.

deviltry is often mistaken for harmless fun.

دس‌بازی اغلب به عنوان تفریح ​​بی ضرر اشتباه گرفته می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید