dinting

[ایالات متحده]/dɪntɪŋ/
[بریتانیا]/dɪntɪŋ/

ترجمه

n. عمل ایجاد فرورفتگی

عبارات و ترکیب‌ها

dinting impact

اثر ضربه

dinting effect

اثر ضربه

dinting noise

صدای ضربه

dinting damage

آسیب ضربه

dinting issue

مشکل ضربه

dinting process

فرآیند ضربه

dinting mark

علامت ضربه

dinting tool

ابزار ضربه

dinting repair

تعمیر ضربه

dinting technique

تکنیک ضربه

جملات نمونه

she was left with a dinting in her car after the accident.

پس از تصادف، او با فرورفتگی در ماشین خود مواجه شد.

the child made a dinting in the soft clay with his finger.

کودک با انگشت خود فرورفتگی در خاک نرم ایجاد کرد.

he noticed a dinting on the surface of the table.

او متوجه فرورفتگی روی سطح میز شد.

the mechanic pointed out the dinting on the vehicle.

مکانیک به فرورفتگی روی خودرو اشاره کرد.

after the storm, there was a dinting on the roof.

بعد از طوفان، فرورفتگی روی سقف وجود داشت.

she tried to fix the dinting in the metal panel.

او سعی کرد فرورفتگی در پنل فلزی را تعمیر کند.

the artist created a unique effect by dinting the canvas.

هنرمند با ایجاد فرورفتگی روی بوم، جلوه ای منحصر به فرد ایجاد کرد.

they were worried about the dinting on the new furniture.

آنها نگران فرورفتگی روی مبلمان جدید بودند.

he accidentally caused a dinting in the wall while moving furniture.

او به طور تصادفی در حین جابجایی مبلمان، فرورفتگی در دیوار ایجاد کرد.

the dinting in the stone was a sign of erosion.

فرورفتگی در سنگ نشانه ای از فرسایش بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید