looked disgustedly
نگاه کرد با حالتی منزجرانه
looked disgustedly at the spoiled food
با حالتي منزجرانه به سمت غذای فاسد نگاه کرد
spoke disgustedly about the dirty restroom
در مورد سرویس بهداشتی کثیف با حالتی منزجرانه صحبت کرد
walked away disgustedly from the rude customer
با حالتی منزجرانه از مشتری بی ادب دور شد
reacted disgustedly to the offensive joke
با حالتی منزجرانه به شوخی توهین آمیز واکنش نشان داد
disgustedly refused to eat the overcooked meal
با حالتی منزجرانه از خوردن غذای سوخته امتناع کرد
glanced disgustedly at the messy room
با حالتی منزجرانه به سمت اتاق نامرتب نگاه کرد
sighed disgustedly at the dishonest behavior
با حالتی منزجرانه در مورد رفتار نادرست آه کشید
shook his head disgustedly at the sight of littering
با حالتی منزجرانه در برابر دیدن زباله دهی سرش را تکان داد
disgustedly criticized the unethical business practices
با حالتی منزجرانه از روش های تجاری غیراخلاقی انتقاد کرد
turned away disgustedly from the graphic violence on screen
با حالتی منزجرانه از خشونت گرافیکی روی صفحه دور شد
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید