dissevering

[ایالات متحده]/dɪˈsɛvərɪŋ/
[بریتانیا]/dɪˈsɛvərɪŋ/

ترجمه

vt. جدا کردن; تقسیم کردن\nvi. جدا شدن; قطع کردن

عبارات و ترکیب‌ها

dissevering ties

قطع ارتباط‌ها

dissevering connections

قطع ارتباطات

dissevering bonds

گسستن پیوندها

dissevering links

قطع ارتباط

dissevering paths

قطع مسیرها

dissevering relationships

قطع روابط

dissevering unity

گسستن وحدت

dissevering partnerships

قطع شراکت‌ها

dissevering friendships

قطع دوستی‌ها

جملات نمونه

dissevering ties can be difficult but necessary.

قطع روابط می‌تواند دشوار اما ضروری باشد.

they are considering dissevering their partnership.

آنها در حال بررسی قطع همکاری خود هستند.

dissevering from the past can lead to personal growth.

قطع ارتباط با گذشته می‌تواند منجر به رشد شخصی شود.

he found it hard to start dissevering from his old habits.

او شروع به قطع ارتباط از عادت‌های قدیمی خود را دشوار یافت.

dissevering relationships often requires clear communication.

قطع روابط معمولاً نیاز به برقراری ارتباط واضح دارد.

they are in the process of dissevering their business ties.

آنها در حال قطع روابط تجاری خود هستند.

dissevering emotional connections can be painful.

قطع ارتباطات عاطفی می‌تواند دردناک باشد.

she is considering dissevering her involvement in the project.

او در حال بررسی قطع مشارکت خود در پروژه است.

dissevering from toxic friendships is essential for well-being.

قطع ارتباط با دوستی‌های سمی برای سلامت روان ضروری است.

he speaks about the importance of dissevering from negativity.

او در مورد اهمیت قطع ارتباط با منفی‌گرایی صحبت می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید