divvy up
تقسیم کردن
divvy shares
تقسیم سهام
divvy costs
تقسیم هزینهها
divvy responsibilities
تقسیم مسئولیتها
divvy profits
تقسیم سودها
divvy tasks
تقسیم وظایف
divvy resources
تقسیم منابع
divvy expenses
تقسیم هزینهها
divvy winnings
تقسیم جوایز
divvy time
تقسیم زمان
let's divvy up the chores so everyone does their part.
بیایید وظایف را به گونهای تقسیم کنیم که همه سهم خود را ایفا کنند.
we need to divvy the budget for the project among the team members.
ما باید بودجه پروژه را بین اعضای تیم تقسیم کنیم.
after the party, we can divvy the leftover food.
بعد از مهمانی، میتوانیم غذای باقیمانده را تقسیم کنیم.
it's fair to divvy the profits equally among the partners.
تقسیم سود به طور مساوی بین شرکا منصفانه است.
we should divvy the responsibilities for the event planning.
ما باید مسئولیتهای برنامهریزی رویداد را تقسیم کنیم.
can you help me divvy up these tasks for the project?
آیا میتوانید به من در تقسیم این وظایف برای پروژه کمک کنید؟
let's divvy the prizes among the winners.
بیایید جوایز را بین برندگان تقسیم کنیم.
they decided to divvy the land between the two families.
آنها تصمیم گرفتند زمین را بین دو خانواده تقسیم کنند.
we can divvy the workload to make it more manageable.
ما میتوانیم حجم کار را تقسیم کنیم تا مدیریت آن آسانتر شود.
divvying up the tasks will help us finish faster.
تقسیم وظایف به ما کمک میکند سریعتر کار را تمام کنیم.
divvy up
تقسیم کردن
divvy shares
تقسیم سهام
divvy costs
تقسیم هزینهها
divvy responsibilities
تقسیم مسئولیتها
divvy profits
تقسیم سودها
divvy tasks
تقسیم وظایف
divvy resources
تقسیم منابع
divvy expenses
تقسیم هزینهها
divvy winnings
تقسیم جوایز
divvy time
تقسیم زمان
let's divvy up the chores so everyone does their part.
بیایید وظایف را به گونهای تقسیم کنیم که همه سهم خود را ایفا کنند.
we need to divvy the budget for the project among the team members.
ما باید بودجه پروژه را بین اعضای تیم تقسیم کنیم.
after the party, we can divvy the leftover food.
بعد از مهمانی، میتوانیم غذای باقیمانده را تقسیم کنیم.
it's fair to divvy the profits equally among the partners.
تقسیم سود به طور مساوی بین شرکا منصفانه است.
we should divvy the responsibilities for the event planning.
ما باید مسئولیتهای برنامهریزی رویداد را تقسیم کنیم.
can you help me divvy up these tasks for the project?
آیا میتوانید به من در تقسیم این وظایف برای پروژه کمک کنید؟
let's divvy the prizes among the winners.
بیایید جوایز را بین برندگان تقسیم کنیم.
they decided to divvy the land between the two families.
آنها تصمیم گرفتند زمین را بین دو خانواده تقسیم کنند.
we can divvy the workload to make it more manageable.
ما میتوانیم حجم کار را تقسیم کنیم تا مدیریت آن آسانتر شود.
divvying up the tasks will help us finish faster.
تقسیم وظایف به ما کمک میکند سریعتر کار را تمام کنیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید