effaced

[ایالات متحده]/ɪˈfeɪst/
[بریتانیا]/ɪˈfeɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. حذف شده یا پاک شده؛ برای پیشی گرفتن یا کمتر قابل مشاهده کردن

عبارات و ترکیب‌ها

effaced memories

حافظه محو شده

effaced identity

هویت محو شده

effaced lines

خطوط محو شده

effaced past

گذشته محو شده

effaced thoughts

افکار محو شده

effaced evidence

شواهد محو شده

effaced traces

آثار محو شده

effaced history

تاریخچه محو شده

effaced feelings

احساسات محو شده

effaced details

جزئیات محو شده

جملات نمونه

the memories of that day have been effaced from my mind.

خاطرات آن روز از ذهن من پاک شده است.

time has effaced the scars of our past.

زمان زخم‌های گذشته ما را محو کرده است.

her name was effaced from the list of attendees.

نام او از لیست شرکت کنندگان حذف شده است.

the graffiti was effaced by the city workers.

نوشته‌های گرافیتی توسط کارمندان شهرداری پاک شد.

he tried to efface his mistakes from history.

او سعی کرد اشتباهات خود را از تاریخ محو کند.

the old photograph had effaced over time.

عکس قدیمی با گذشت زمان محو شده بود.

she felt her identity had been effaced in the crowd.

او احساس کرد که هویتش در میان جمعیت محو شده است.

effaced memories can sometimes resurface unexpectedly.

خاطرات محو شده گاهی اوقات می‌توانند به طور غیرمنتظره‌ای دوباره ظاهر شوند.

his past mistakes were effaced by his new achievements.

اشتباهات گذشته او با دستاوردهای جدیدش محو شد.

the inscription had been effaced by years of weathering.

نوشتن ها در اثر سال ها قرار گرفتن در معرض هوا محو شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید