effuse

[ایالات متحده]/ɪˈfjuːz/
[بریتانیا]/ɪˈfjuːs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. جاری شدن; ریختن
vt. باعث جاری شدن
vi. جاری شدن
adj. پخش شدن
Word Forms
زمان گذشتهeffused
قسمت سوم فعلeffused
شکل سوم شخص مفردeffuses
جمعeffuses
صفت یا فعل حال استمراریeffusing

عبارات و ترکیب‌ها

effuse warmth

گرماي فراز

effuse light

نور فراز

effuse fragrance

رايحه فراز

effuse energy

انرژی فراز

effuse joy

شادي فراز

effuse color

رنگ فراز

effuse emotion

احساس فراز

effuse beauty

زیبای فراز

effuse charm

جذابیت فراز

effuse kindness

مهرباني فراز

جملات نمونه

the flowers effuse a sweet fragrance in the spring.

گل‌ها در بهار عطر شیرینی را منتشر می‌کنند.

as the sun sets, the sky begins to effuse beautiful colors.

همانطور که خورشید غروب می‌کند، آسمان شروع به انتشار رنگ‌های زیبا می‌کند.

the artist's passion seems to effuse from every brushstroke.

به نظر می‌رسد اشتیاق هنرمند از هر ضربه قلم‌مو سرچشمه می‌گیرد.

during the ceremony, the candles effuse a warm glow.

در طول مراسم، شمع‌ها نور گرمی را منتشر می‌کنند.

the old book seems to effuse wisdom and history.

کتاب قدیمی به نظر می‌رسد حکمت و تاریخ را منتشر می‌کند.

her smile can effuse joy to everyone around her.

لبخند او می‌تواند شادی را به همه اطرافیانش منتقل کند.

the scent of the ocean effuses through the air.

بوی اقیانوس از طریق هوا منتشر می‌شود.

they effuse enthusiasm during their presentations.

آنها در طول ارائه خود شور و اشتیاق را منتقل می‌کنند.

the steam from the tea effuses a calming aroma.

بخار چای عطر آرامش‌بخشی را منتشر می‌کند.

the music effuses a sense of nostalgia.

موسیقی حس نوستالژی را منتقل می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید