time elapsed
گذشته زمان
met again after an elapse of many years.
پس از گذشت سالهای زیاد دوباره ملاقات کردیم.
weeks elapsed before anyone was charged with the attack.
هفتهها قبل از اینکه کسی به اتهام حمله دستگیر شود، گذشت.
Four years have elapsed since he went to London.
چهار سال از زمانی که به لندن رفت گذشته است.
Weeks elapsed before we could start renovating.
هفتهها قبل از اینکه بتوانیم بازسازی را شروع کنیم، گذشت.
Five months have elapsed since he joined the army.
پنج ماه از زمانی که به ارتش پیوست گذشته است.
A month elapsed, the girl was narcose all the same.The boy was peaked and pined, but he still believed that she would get better one day.
یک ماه گذشت، دختر همچنان بیهوش بود. پسر رنگ پریده و رنجور بود، اما هنوز معتقد بود که یک روز بهتر خواهد شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید