elect

[ایالات متحده]/ɪˈlekt/
[بریتانیا]/ɪˈlekt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. به وسیله رأی‌گیری انتخاب کردن؛ تصمیم‌گیری کردن؛
adj. برجسته؛
n. شخصی که انتخاب شده است؛ مردم انتخاب شده خدا.

عبارات و ترکیب‌ها

electoral process

فرآیند انتخابات

electoral system

نظام انتخاباتی

electoral college

مجمع انتخاباتی

electoral fraud

تقلب انتخاباتی

electronic voting

رای گیری الکترونیکی

electoral campaign

کمپین انتخاباتی

president elect

رئیس جمهور منتخب

جملات نمونه

I elect to stay.

من تصمیم گرفتم بمانم.

a popularly elected parliament

یک پارلمان منتخب محبوب

he was elected as councillor.

او به عنوان عضو شورای شهر انتخاب شد.

members can elect for a voluntary audit.

اعضا می‌توانند برای یک ممیزی داوطلبانه انتخاب کنند.

elected by a handsome majority.

با اکثریت قوی انتخاب شد.

He elected to become a doctor.

او تصمیم گرفت دکتر شود.

I elected not to go.

من تصمیم نگرفتم بروم.

We elected him (to be) monitor.

ما او را (به عنوان) ناظر انتخاب کردیم.

They elected me to the Board of Directors.

آنها مرا به هیئت مدیره انتخاب کردند.

He’s been elected to the magistracy.

او به مقام قضایی انتخاب شده است.

arcane procedures for electing people.

روش‌های باستانی برای انتخاب مردم

the members who were elected to the committee.

اعضایی که به کمیته انتخاب شدند.

he was elected an honorary fellow of the Royal College of Surgeons.

او به عنوان عضو افتخاری کالج سلطنتی جراحان انتخاب شد.

we don't want a president, elected or otherwise.

ما نمی‌خواهیم یک رئیس‌جمهور، چه منتخب و چه غیره داشته باشیم.

he has deliberately elected to outcaste himself.

او عمداً انتخاب کرده است که خود را از جامعه جدا کند.

she was pre-elected to a junior research fellowship.

او از قبل برای یک بورس تحصیلی تحقیقاتی ارشد انتخاب شده بود.

elected for life; paralyzed for life.

برای زندگی انتخاب شد؛ برای زندگی فلج شد.

she was elected unopposed as leader.

او بدون رقیب به عنوان رهبر انتخاب شد.

نمونه‌های واقعی

Four years later, Mandela was elected president.

چهار سال بعد، ماندلا به عنوان رئیس‌جمهور انتخاب شد.

منبع: What it takes: Celebrity Interviews

Former President Evo Morales was first elected in 2005.

رئیس‌جمهور سابق، ایوو مورالس، در سال 2005 برای اولین بار انتخاب شد.

منبع: CNN Listening Compilation November 2019

Yesterday afternoon they elected Representative McCarthy.

دیروز بعد از ظهر، نماینده مک‌کارتی انتخاب شد.

منبع: CNN Listening December 2018 Collection

Members of the new Congress also were elected on March fourth.

اعضای کنگره جدید نیز در چهارم مارس انتخاب شدند.

منبع: VOA Special January 2019 Collection

Well, he had planned this trip before Donald Trump was elected.

خب، او قبل از انتخاب دونالد ترامپ این سفر را برنامه‌ریزی کرده بود.

منبع: NPR News November 2016 Collection

The two countries were close allies until Mr Macri was elected.

این دو کشور تا زمانی که آقای ماکری انتخاب شد، متحدان نزدیک بودند.

منبع: BBC Listening Collection December 2015

Mariah, she made history four years ago when she was elected.

ماریا، او چهار سال پیش زمانی که انتخاب شد، تاریخ ساز شد.

منبع: NPR News March 2023 Compilation

What year was the first woman elected to that position?

چه سالی اولین زن به آن سمت انتخاب شد؟

منبع: CNN 10 Student English of the Month

And of course, they are democratically elected.

و البته، آنها به طور دموکراتیک انتخاب شده اند.

منبع: Yes, Minister Season 3

Noboa, 35 years old is the youngest president ever elected in Ecuador.

نوبوا، 35 ساله، جوانترین رئیس‌جمهوری است که تا به حال در اکوادور انتخاب شده است.

منبع: BBC Listening of the Month

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید