emigrating

[ایالات متحده]/ˈɛmɪˌɡreɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈɛmɪˌɡreɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل ترک کشور خود برای سکونت در کشور دیگر

عبارات و ترکیب‌ها

emigrating abroad

مهاجرت به خارج از کشور

emigrating soon

مهاجرت نزدیک

emigrating permanently

مهاجرت دائمی

emigrating for work

مهاجرت برای کار

emigrating overseas

مهاجرت به خارج از کشور

emigrating together

مهاجرت با هم

emigrating for education

مهاجرت برای تحصیل

emigrating with family

مهاجرت با خانواده

emigrating to canada

مهاجرت به کانادا

emigrating from china

مهاجرت از چین

جملات نمونه

many families are considering emigrating for better opportunities.

خانواده‌های زیادی در حال بررسی مهاجرت به دنبال فرصت‌های بهتر هستند.

emigrating can be a difficult decision for many people.

مهاجرت می‌تواند یک تصمیم دشوار برای بسیاری از افراد باشد.

she is emigrating to canada next year.

او سال آینده به کانادا مهاجرت خواهد کرد.

emigrating often involves a lot of paperwork and planning.

مهاجرت اغلب شامل مقدار زیادی کار اداری و برنامه‌ریزی است.

they are emigrating to escape political unrest in their country.

آنها برای فرار از بی‌ثباتی سیاسی در کشورشان مهاجرت می‌کنند.

emigrating can lead to a better quality of life.

مهاجرت می‌تواند منجر به بهبود کیفیت زندگی شود.

he regrets not emigrating when he had the chance.

او پشیمان است که وقتی فرصت داشت مهاجرت نکرد.

emigrating requires adapting to a new culture and environment.

مهاجرت نیاز به سازگاری با فرهنگ و محیط جدید دارد.

they are researching the best countries for emigrating.

آنها در حال تحقیق در مورد بهترین کشورها برای مهاجرت هستند.

emigrating can be a fresh start for many individuals.

مهاجرت می‌تواند شروعی دوباره برای بسیاری از افراد باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید