encompasser

[ایالات متحده]/ɪnˈkʌmpəsər/
[بریتانیا]/ɪnˈkʌmpəsɚ/

ترجمه

n. شخصی یا شیئی که احاطه می‌کند یا در بر می‌گیرد

جملات نمونه

the new policy encompasses all aspects of employee welfare.

این سیاست جدید شامل همه جوانب رفاه کارکنان است.

her research encompasses various fields including psychology and sociology.

تحقیقات او شامل زمینه های مختلف از جمله روانشناسی و جامعه شناسی است.

the museum's collection encompasses a wide range of artistic styles.

مجموعه موزه شامل طیف گسترده ای از سبک های هنری است.

the course encompasses multiple disciplines to provide a comprehensive education.

این دوره شامل رشته های متعدد برای ارائه یک آموزش جامع است.

the program encompasses both theoretical and practical training.

این برنامه شامل آموزش های نظری و عملی است.

his responsibilities encompass the entire department's operations.

مسئولیت های او شامل عملیات کل بخش است.

the study encompasses diverse perspectives from different cultures.

این مطالعه شامل دیدگاه های متنوع از فرهنگ های مختلف است.

the framework encompasses complete guidelines for implementation.

این چارچوب شامل دستورالعمل های کامل برای اجرا است.

the agreement encompasses comprehensive environmental protections.

این توافق نامه شامل حمایت های جامع زیست محیطی است.

the system encompasses total security measures.

این سیستم شامل اقدامات امنیتی کامل است.

the curriculum encompasses all essential skills for professional development.

این برنامه درسی شامل کلیه مهارت های ضروری برای توسعه حرفه ای است.

the organization encompasses numerous branches across the country.

این سازمان شامل شعبه های متعددی در سراسر کشور است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید