entrained

[ایالات متحده]/ɪnˈtreɪnd/
[بریتانیا]/ɪnˈtreɪnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و ماضی نقلی entrain; به همراه کشیدن; تولید کردن

عبارات و ترکیب‌ها

entrained particles

ذرات به دام افتاده

entrained air

هوای به دام افتاده

entrained flow

جریان به دام افتاده

entrained liquid

مایع به دام افتاده

entrained sediment

رسوب به دام افتاده

entrained gas

گاز به دام افتاده

entrained solids

جامدات به دام افتاده

entrained bubbles

حباب‌های به دام افتاده

entrained droplets

قطرات به دام افتاده

entrained materials

مواد به دام افتاده

جملات نمونه

the particles were entrained in the fluid flow.

ذرات در جریان سیال به دام افتادند.

dust can be entrained by strong winds.

گرد و غبار می‌تواند توسط بادهای شدید به دام افتد.

water droplets are often entrained in the air.

قطرات آب اغلب در هوا به دام افتاده‌اند.

the smoke was entrained in the atmosphere.

دود در جو به دام افتاد.

he felt entrained in the excitement of the crowd.

او احساس کرد که در هیجان جمعیت به دام افتاده است.

in the process, heat is entrained with the gas.

در این فرآیند، گرما همراه با گاز به دام افتاده است.

the oil droplets are entrained in the water.

قطرات روغن در آب به دام افتاده‌اند.

she was entrained by the rhythm of the music.

او تحت تأثیر ریتم موسیقی قرار گرفت.

the sediment was entrained during the flood.

رسوبات در طول سیل به دام افتادند.

air is entrained into the liquid during mixing.

هوا در حین مخلوط کردن وارد مایع می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید